پژوهش سياست نظري (پژوهش علوم سياسي) پاييز و زمستان 1385; 2(3):97-113.
 
 
توانا محمدعلي*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

رويارويي و مواجهه اسلام و مدرنيته در انديشه  انديشمندان اسلامي اشكال متفاوتي به خود گرفته است. در اين ميان فهم سيد جمال الدين اسدآبادي از مدرنيته و اسلام، آغاز راهي است كه تلفيق و سازگاري اين دو عرصه ـ يعني اسلام و مدرنيته ـ را راه حل معضل عقب ماندگي و مساله امپرياليسم در كشورهاي اسلامي مي داند. سيد جمال الدين اسدآبادي بر اين اعتقاد بود كه راه برون رفت از واپس ماندگي و مقابله با امپرياليسم، باز تفسير آيين اسلامي است كه در درون گفتمان مدرنيته صورت مي گيرد. در واقع سيد جمال الدين ابتدا ميان مدرنيته و غرب جدايي مي افكند و سپس مدرنيته غير غربي را مي جويد. بنابراين، باز تفسير آيين اسلامي در انديشه سيد جمال الدين به بازسازي هويتي مدرن، منتها غير غربي مي انجامد. و اين گونه، مدرنيسم اسلامي به مثابه هويتي متمايز و مستقل از هويت  غربي، پاسخ سيد جمال الدين اسد آبادي به بحران جوامع اسلامي در قرن نوزدهم است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ