پژوهش زبان هاي خارجي زمستان 1384; -(28):105-118.
 
 
علوي فريده*
 
* دانشكده زبانهاي خارجي دانشگاه تهران
 
 

ارتباط تنگاتنگ عنصر زمان با زندگي بشري بيانگر دليل توجه به آن در عرصه ادبي است . طول عمر انسان متاثر از حيطه زماني است كه براي زندگي آن ها از بدو تولد تا لحظه مرگ تعريف شده است . حتي احساسات بشري گريزي از عواقب گذر زمان ندارند: حالاتي چون بيتفاوتي، افسردگي، ضعف، فراموشي و غيره، تنها با گذر زمان دامن گير انسا ن مي شوند . هيچ دوره اي  از زندگي بشري بي ارتباط با گذر زمان نيست : از كودكي تا جواني اين ارتباط به صورت همزيستي و از ميانسالي تا غلبه سال هاي عمر، به صورت مقابله و مقاومت آشكار مي شود. پس انسان همواره در طلب تحليل شرايط زماني براي ارايه تعريفي از مفهوم وجوديشانند. كاري كه در توان همگان نيست. از اين رو، برخي از شاعران و اديبان، به عنوان پيام آوران شادي و ملالت هاي انسان، نقش به سزايي را در انتقال نگرش و اشتغالات فكري مردمان عصر خود ايفا مي كنند. از جمله اين اديبان مي توان به شعراي رمانتيك فرانسوي سده  نوزده ميلادي اشاره كرد كه با بياني شيوا، غنايي و متاثركننده به تحليل احساسات و عواطف انساني ناشي از گذر زمان  پرداخته و جلوه هايي از ژرفاي روح آدمي را نمايان مي سازند كه نگارنده به تحليل برخي از مهمترين سروده هاي آنان مي پردازد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ