پاسخ به:مقالات زبان های خارجی
جمعه 1 اردیبهشت 1391 5:45 PM| پژوهش زبان هاي خارجي تابستان 1387; -(45):31-46. |
| حاج عبداله جواهري بهاره* |
| * واحد علوم و تحقيقات، دانشگاه آزاد تهران، ايران |
|
بيش از نيم قرن است راجع به ژيد، يكي از بزرگترين «استادان تفكر» قرن بيستم، و آثار او مي گويند و مي نويسند. شايد نتوان درباره اين سبك شناس برنده جايزه نوبل مطلبي تازه گفت؛ ولي در اين مقاله مي كوشيم با بهره گيري از روش توصيفي- تحليلي و برداشت هاي ساختارگرا در تحليل ادبي، بازتاب تجربيات شخصي ژيد را در آثارش به تصوير كشيم و با ارايه تعاريفي دقيق از واژگان ضد اخلاق و اخلاق ستيز، بار منفي ضد اخلاق بودن را از او دور كنيم. ژيد كه پس از سفر به آفريقاي شمالي براي درمان بيماري سل و آشنايي با اسكار وايلد، در كتاب مائده هاي زميني به ناتانائل شور را مي آموزد و ترغيبش مي كند تا «همواره آماده باشد تا با شوري بي وقفه پرحرارت تر از پيش، هيجانات و شادي هاي جديد را پذيرا باشد»، در كتاب در تنگ نيز اين دو درونمايه را، كه پايه و اساس شان در مذهب مسيحيت است و ژيد نيز بنا بر تربيت سرسخت مذهبي اش با آنها آشنايي كامل دارد، دوباره مطرح مي كند. نويسنده اي كه هم زندگي و هم آثارش پيوسته رويارويي تاريكي و روشنايي را نشان مي دهند، در برابر چهره فرشته وار مادلن (همسرش) خود را جهنم قلمداد مي كند و بين آزادي و اجبارهاي اخلاقي كه همانا منشا تضاد موجود در تفكر اوست، در نوسان است. او در كتاب اگر دانه نميرد با نقل خاطرات دوران كودكي و نوجواني اش صادقانه به دروني ترين تمايلاتش اعتراف مي كند و نظريه عمل بي دليل خود را كه چالشي است در برابر خداوند و نظم جهان در كتاب سرداب هاي واتيكان ارايه مي دهد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |