پژوهش زبان هاي خارجي تابستان 1387; -(45):17-30.
 
 
پيرنجم الدين حسين,مرندي سيدمحمد
 
 
 

اين مقاله به بررسي موسيقي و نسبت آن با مفهوم شرق شناسي و ديگر مفاهيم كليدي در انديشه و نقد ادوارد سعيد مي پردازد. با توجه به مركزيت موضوع فرهنگ در آثار سعيد و تاكيدي كه او بر رابطه و تباني آن با امپرياليسم، استعمار و نگاه شرق شناسانه مي گذارد، موسيقي كلاسيك غرب در آراي او اهميت مي يابد. تحليل زمينه هاي فرهنگي- اجتماعي موسيقي كلاسيك غرب (در يكي از واپسين آثار سعيد) چونان هنري كه باز تاباننده جامعه بود و هم اثر گذار بر آن، از ديگر موضوعات مطرح شده در اين نوشتار است. اين مقاله با بررسي ماهيت تناقض آميز موسيقي از ديدگاه سعيد- هنري مخاطب مدار و عمومي و در عين حال عميقا خصوصي- پايان مي يابد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ