پژوهش زبان هاي خارجي زمستان 1388; -(55):131-146.
 
 
محسني محمدرضا*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي اراك، ايران
 
 

آثار داستاني لوکلزيو، انديشه بازگشت به جهان معنوي، درک زيبايي هاي طبيعت و تامل در رازهاي جهان آفرينش را نويد مي دهند. بيشتر قهرمانان او در پي بازيابي هويت و اصالت انساني خويش اند. بيزاري از فضاهاي پر هياهو، سرخوردگي از دستاوردهاي جهان مدرن، و نيز عشق به آزادي، شخصيت هاي داستاني اين نويسنده را به هجرت از زادگاهشان وا مي دارد، نيز فرصتي براي تامل و خلوت با خود، تا رسيدن به آرامشي روحاني را فراهم مي آورند. لوکلزيو با خلق فضاهايي اغراق آميز و گاه فراواقعي، به دنبال گريز از آزارهاي جهان مادي و کاوش در هويت آدمي است. سفرهاي گوناگون او به اقصي نقاط جهان، به ويژه نزد سرخپوستان آمريکا نيز او را با فضاهاي معنوي و قدرت هاي فرازميني آشنا مي سازد. نگاه اسطوره پرداز لوکلزيو به همراه مکاشفه ها و توصيف هاي شورانگيزش، جهاني خواستني در داستان هايش مي آفريند. اين مقاله مي کوشد تا جهان معنوي و مکاشفه هاي دروني شخصيت هاي داستاني اين نويسنده، و نيز چگونگي بازيابي هويت در آنها را بررسي کند.

 
كليد واژه: مکاشفه، سفر، جهان معنوي، هويت، طبيعت
 
 

 نسخه قابل چاپ