مدرس علوم انساني تابستان 1381; 6(2 (پياپي 25)):1-22.
 
 
ركن الدين افتخاري عبدالرضا*,طاهرخاني مهدي
 
* بخش علوم جغرافيايي و سنجش از دور، دانشگاه تربيت مدرس
 
 

فقيرترين جوامع دنيا را اغلب افراد بدون زمين كشاورزي يا با زمين اندك تشكيل مي دهند كه عمدتاً در مناطق روستايي زندگي مي كنند. نظر به اينكه درامد حاصل از فعاليتهاي كشاورزي در اين جوامع ممكن است اشتغالي در حد معيشت ايجاد نمايد، بي ترديد تنوع بخشي به فعاليتهاي غيركشاورزي رامي توان عاملي تاثيرگذار در كاهش فقر روستايي اين جوامع دانست. صنعتي شدن روستا به طور گسترده به عنوان اهرمي پويا براي توسعه شناخته شده است. ايجاد اشتغال، توزيع درامد، متنوع نمودن اقتصاد روستايي و كاهش فضايي نابرابري در توسعه اجتماعي ـ اقتصادي به طور سنتي از اهداف اوليه صنعتي شدن روستايي محسوب مي شود. اين مقاله كوششي است براي نشان دادن اينكه آيا صنعتي شدن بهترين ابزار براي تحقق توسعه در مناطق روستايي كشورهاي در حال توسعه است؟ براي پاسخ دادن به اين سوال به تحليل كشورهاي در حال توسعه اي پرداخته مي شود كه طي دو دهه اخير توانسته اند صنعتي شدن روستا رابه عنوان ابزاري براي اصلاح شرايط زندگي جوامع روستايي به كار گيرند و آن راتوسعه بخشند. در اين ارتباط، ديدگاههاي متفاوت در استقرار صنعت در مناطق روستايي و اثرات صنعتي شدن روستا در كشورهاي در حال توسعه مورد تحليل قرار مي گيرد. نتايج تحقيق نشان مي دهد كه در يك روند تكاملي از آغاز دهه هفتاد تاكنون،‌ صنعتي شدن روستا به عنوان قسمتي از راهبرد توسعه همه جانبه روستايي، مهمترين هدفهاي توسعه رادر مناطق روستايي تحقق بخشيده و ضمن ايجاد اشتغال و افزايش درامد گروههاي كم درامد روستايي موجب كاهش فقر و رفاه مناطق روستايي شود.

 
كليد واژه: صنايع، روستايي، اشتغال، صنعتي شدن، رفاه
 
 

 نسخه قابل چاپ