مدرس علوم انساني تابستان 1382; 7(2 (پياپي 29)):61-84.
 
 
توكلي مرتضي*,ركن الدين افتخاري عبدالرضا
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

در قالب منطق شناخت، علت كاوي پديده هاي جغرافيايي در عرصه رفاه اجتماعي روستايي و در نظر گرفتن رويكرد شناخت تبييني از ضرورتهاي ويژه پژوهشهاي علمي در اين زمينه است. مطالعات انجام شده در اين حوزه غالباً در قالب شناخت عمومي و با به كارگيري شيوه هاي كلاسيك همراه با ابهام و يا تعميم پذيري اجزاي محدود و غيراساسي به كل سيستم توأم است. در اين راستا، توجه به رويكرد شناختي به معرفهاي مختلف آسيب پذيري در روستاها به منظور اتخاذ يك استراتژي علمي و عملي براي كاهش تأثير عوامل مذكور ضروري به نظر مي رسد. بدين منظور در اين مقاله با استفاده از روش تحليل ميزان (تعيين عوامل تكرارپذير و مورد اتفاق نظر) در زمينه شناخت معرفهاي مبين رفاه اجتماعي از بسياري از منابع مرتبط با موضوع بهره گرفته است. غالب بوده كه در اين مقاله مدنظر قرار گرفته است. در وافع سؤال اصلي اين است كه آيا در قالب شناخت شناسي پديده‌هاي جغرافيايي و درونمايه هاي آنها در راستاي تعريف و تعيين روش شناسي كاربردي به منظور علمي كردن مطالعات مربوط به اين حوزه همگام با تغييرات انجام شده در عرصه تكنيكهاي مطالعاتي و منطق شناخت نوين است يا نه؟ يافته ها و نتايج نشان مي دهد كه در مورد تحليل رفاه اجتماعي روستايي به شناسايي معرفهاي مبين كمتر پرداخت شده، به طوري كه اكثر تحقيقات معناكاوي بوده و كمتر رويكردهاي عملي و منطقي را در اين زمينه رعايت كرده اند و همچنين به تفسير توصيفي اين فرايند بدون در نظر گرفتن عوامل و زمينه هاي مؤثر پرداخته اند.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ