مدرس علوم انساني تابستان 1382; 7(2 (پياپي 29)):163-182.
 
 
مرادي فر حاجي مراد*,مجرد فيروز
 
* دانشگاه رازي كرمانشاه
 
 

براي برآورد بارش در منطقه زاگرس شمال غربي و مركزي، از مدلهاي رگرسيون خطي، لگاريتمي، تواني و نمايي دو متغيره و چند متغيره استفاده شد. نتايج مطالعه نشان داده كه مدلهاي دو متغيره به دليل معنادار نبودن يا پايين بودن ضرايب همبستگي و ضعف در پوشش دادن كل منطقه، براي برآورد بارش مناسب نيستند. از بين مدلهاي چند متغيره، مدل چند متغيره خطي، در حالتي كه منطقه به نواحي رو به باد و پشت به باد تقسيم مي شود. براي برآورد بارش مناسب تشخيص داده شد. آزمون T، نيز اختلاف معناداري را بين ارقام مشاهده شده و برآورد شدة بارش نشان نداد و در نتيجه بر مبناي ارقام برآورده شده از نقشه هاي ساليانه و فصلي برآورد بارش، ارتفاع و حجم بارش ساليانه و فصلي ارائه شد. به نظر مي رسد در ناحيه رو به باد، با افزايش ارتفاع، ميزان بارش كاهش مي يابد و همچنين افزايش طول و عرض جغرافيايي، در غالب دوره هاي زماني باعث كاهش بارش مي شود.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ