فصلنامه مطالعات شبه قاره زمستان 1389; 2(5):101-124.
 
 
مشهدي محمدامير,واثق عباسي عبداله,مشهدي محمدرضا
 
 
 

شعر آسماني حضرت حافظ، شعري فرازماني و فرامکاني است. در واقع نفوذ سخن جادوانه و جاودانه ي اين رند عالم سوز را در آثار اغلب غزل سراياني که بعد از او به عرصه ي ترانه و غزل گام گذارده اند به روشني مي توان ديد. وسعت و عمق اين تاثير در شبه قاره، داراي پيشينه اي طولاني است و بيدل دهلوي، صائب، کليم، اقبال لاهوري، نظيري، عرفي، ناصر علي سرهندي، رياض خيرآبادي، جگر مراد آبادي، واله داغستاني و ... از او تاثير پذيرفته اند.
اين پژوهش برآنست که اثبات کند: 1. شعر همه شاعران سبک هندي در نازک خيالي و مضمون آفريني به افراط کشيده نشده است. 2. زمينه بازگشت به غزل سبک عراقي به ويژه غزل حافظ و سعدي از درون خود سبک هندي فراهم آمده است. همچنان که غالب دهلوي از اين دسته از شاعران است. در اين مقاله ميزان تاثيرپذيري غالب از خواجه شيراز در ابعاد مختلفي چون: زبان، اسلوب بيان، واژگان، ترکيب سازي، تصويرآفريني و زيبايي هاي بديعي و بياني، عروض و آهنگ شعر، طرز تفکر، انديشه هاي حکمي، فلسفي، اجتماعي، مضامين و مشرب عرفاني با روش تحليل مقايسه اي مورد واکاوي و ارزيابي قرار گرفته است.

 
كليد واژه: حافظ، غالب، غزل، ادب، ايران، هندوستان
 
 

 نسخه قابل چاپ