|
امروزه موضوع نابرابري و عدم تعادل هاي فضايي ميان سكونتگاههاي شهري و روستايي از مباحث مهم اقتصاددانان و برنامه ريزان منطقه اي مي باشد. وجود دوگانگي اقتصادي، قطب هاي رشد و پراكندگي نقاط روستايي از آثار اين پديده است. از اين رو به منظور دستيابي به توسعه متوازن و يكپارچه در فضاي منطقه اي، ايجاد سلسله مراتب متعادل و نظام يافته سكونتگاهها از نيازهاي اساسي به شمار مي آيد كه در اين ميان توجه به شهرهاي كوچك يكي از راهكارهاي تعادل بخشي به اين وضعيت مي باشد.
اين مطالعه با هدف شناخت وضعيت الگوي استقرار سكونتگاهها، نحوه تمركز و روند توزيع جمعيت در فضاي منطقه اي يزد در طي سال هاي 1345 تا 1385 صورت گرفته است. در اين راستا ابتدا از مدل هاي تمركز شهري جهت سنجش ميزان تمركز جمعيت در شبكه سكونتگاهها و مدل كشش پذيري جمعيت، جهت تعيين اهميت شهرهاي كوچك در تعادل بخشي منطقه اي استفاده شده است. سپس به منظور شناخت نحوه پراكندگي روستاها و تعيين مركزيت آنها مدل تحليل نزديكترين مجاورت، مدل ويژگي و تئوري تاثير متقابل به كار گرفته شده است.
بر اساس نتايج اين تحقيق، ميزان تمركز جمعيت در شبكه شهري در سال 1385 حدود 3.7 و حاكي از توسعه قطبي در استان يزد است. اين در حالي است كه در همان سال تنها 20 درصد از كل جمعيت استان در 1390 آبادي پراكنده و كوچك ساكن بوده اند. از مجموع اين آبادي ها فقط 30 درصد آنها جمعيتي بالاي 20 خانوار در خود جاي داده اند. الگوي استقرار اين سكونتگاهها طبق محاسبات ميزان نزديكترين مجاورت، به صورت خوشه اي با فضاهاي معين است (0.73) كه بنا به نحوه پراكندگي و اندازه آنها در سطح منطقه، سطح بندي فضاهاي روستايي و تعيين مركزيت آنها صورت گرفته است. تعداد 69 مركز روستايي در سطح فضاهاي خرد روستايي و تعداد 13 شهر كوچك و روستا- شهر، نقش رابط ميان سطوح روستايي و سطوح كلان شهري (شبكه شهري) برعهده خواهند داشت. در پايان به منظور توسعه متعادل منطقه يزد به ويژه توسعه هماهنگ شبكه شهري با شبكه روستايي، پيشنهاداتي ارايه گرديده است.
|