|
از ويژگي هاي بارز کواترنر در ايران تناوب دوره هاي اقليمي سرد وگرم مي باشد. ناهمواري هاي كنوني ايران نشان دهنده اثر فرايندهاي فرسايشي در شرايط متفاوت گرم و سرد بوده است. رشته کوه البرز داراي شواهد متعددي است که نشانگر دخالت فرايندهاي يخچالي و بين يخچالي مي باشند. اين شواهد به صورت حفره هاي بزرگ و عميق و دره هاي صخره اي عريان و تخريب شده نمايان هستند. بررسي قلمرو برف هاي دائمي در کواترنر مي تواند تعيين کننده مرز قلمرو دخالت فرآيندهاي دوره هاي يخچالي و بين يخچالي در ايران باشد.
اين تحقيق به منظور برآورد تغييرات خط برف دائمي حوضه هراز در ارتفاعات البرز مرکزي انجام شده است. براي تخمين قلمرو برف دائمي در آخرين دوره سرد، ميراث هاي اقليمي و شواهد مورفولوژيکي با به کارگيري تصاوير ماهواره اي و مشاهدات ميداني، شناسايي شدند. سپس به کمک روش رايت ارتفاع برف دائمي تعيين گشته است. از روش درجه روز براي به دست آوردن آستانه دمايي ريزش برف استفاده شده است و تحليل رگرسيوني براي تخمين اختلافات دماي محدوده برف هاي دائمي در دوره هاي گرم و سرد به کار رفته است. با به کارگيري شاخص NDSIدر تصاوير سنجنده MODIS قلمروهاي برفي در ماه مارچ سال هاي 2008 - 2005 شناسايي شده تا با آستانه دماي ريزش برف مقايسه گردد.
نتايج مطالعات نشان داد که در آخرين دوره سرد، قلمرو برف هاي دائمي تا ارتفاع 1800 متري در اين حوضه پايين آمده است و اين قلمرو در حال حاضر حدود 3200 متر مي باشد و بيانگر اين است که بيش از 80 درصد از مساحت حوضه در دوره هاي سرد تحت حاکميت فرسايش يخچالي بوده است. مشاهدات ميداني نيز آن را تاييد مي کند. اختلاف ميانگين دماي هوا در دوره هاي يخچالي 6 درجه سلسيوس کمتر از دوره هاي بين يخچالي بوده است. در واقع اين اختلاف دما حاکي از حضور دو سيستم شکل زايي متفاوت در حوضه هراز مي باشد.
|