جغرافيا تابستان 1390; 9(29):45-59.
 
 
كامران حسن,واثق محمود
 
 
 

موضوع، خاستگاه، اشکال و کارکرد دولت، در حوزه انديشه اسلامي به طور جدي مورد توجه قرار داشته و هم از منظر فلسفه سياسي و هم از بعد حقوقي مورد بحث و بررسي قرار گرفته است، به طوري که اين موضوع و مساله حاکميت را مي توان به صراحت در آيات فراواني از قرآن کريم، و نيز کلمات علي (ع) در نهج البلاغه، همچنين در متون کلامي و فقهي و تاريخي مسلمانان ملاحظه نمود. آرا و نظريات حکمايي چون فارابي، بوعلي سينا، غزالي، خواجه نصير طوسي و بويژه عبدالرحمن ابن خلدون در اين زمينه بسيار واجد اهميت و شايسته بررسي و تامل است. در مقاله حاضر تلاش به عمل آمده تا ضمن اشاراتي اجمالي به مفهوم دولت و حاکميت در متون ديني و بخصوص قرآن کريم، به طور مشخص آرا و نظريات ابن خلدون در اين خصوص مورد بررسي و نقادي قرار بگيرد.

 
كليد واژه: نظريه دولت، فلسفه سياسي، عصبيت، تطورات (تحولات) دولت
 
 

 نسخه قابل چاپ