تحقيقات كاربردي علوم جغرافيايي (علوم جغرافيايي) پاييز و زمستان 1386; 7(10):107-124.
 
 
مرصوصي نفيسه
 
 
 

موضوع «عدالت اجتماعي» يكي از مباحث بسيار مهم در مكتب انسان ساز اسلام مي باشد. بگونه اي كه خداوند متعال هدف از بعثت انبيا را اقامه قسط و عدل توسط مردم بيان مي نمايد (سوره: حديد، آيه: 25). متاسفانه مفهوم عدالت اجتماعي از ديدگاه اسلام آنچنان كه شايسته است مورد توجه انديشمندان اسلام قرار نگرفته، تا ابعاد گوناگون آن بر اساس نياز جوامع انساني تئوريزه شود. اكنون فقدان عدالت اجتماعي در ميان جوامع اسلامي خود دليل بر اين مدعا است.
در غرب نيز مفهوم عدالت اجتماعي حداقل از زمان ارسطو به دليل ضرورت سازمان هاي اجتماعي و به عنوان موضوع و دستورالعمل سازمان هاي اجتماعي، مطرح بوده است. اما در سه دهه گذشته بازتاب تفكر تئوريكي آن هم در ابعاد تحليل فلسفي و هم از نظر دلايل علمي در رابطه با تغيير شكل وضعيت رفاه، جنبه هاي جديد و جالبي يافته است. مفاهيم شرايط اجتماعي و مسووليت فردي نقش مهمي را در تئوري هاي «عدالت اجتماعي» ايفا مي كنند و اين مفاهيم از زمان منتسكيو به عنوان نقطه اتصال رشته هاي مختلف علوم اجتماعي مطرح بوده اند. اين مقاله تلاش دارد تا ابعاد مختلف عدالت اجتماعي را از ديدگاه هاي مختلف موردبررسي و تجزيه و تحليل قرار دهد. و دلايل ضعف عدالت اجتماعي در بعضي جوامع اسلامي را ريشه يابي نمايد
.

 
كليد واژه: اسلام، ليبراليسم، عدالت اجتماعي، مسووليت فردي، رفاه اجتماعي، مساوات، برابري فرصت ها
 
 

 نسخه قابل چاپ