برنامه ريزي و آمايش فضا (مدرس علوم انساني) زمستان 1389; 14(4 (پياپي 68)):111-136.
 
 
رامشت محمدحسين*
 
* گروه جغرافيا، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ايران
 
 

طرح ديدگاه هاي جديد در حوزه معرفت و دانش بشري، همواره سبب ايجاد افق هاي نو گرديده است. اين طرح واره ها گاه توانايي هاي ما را در حل مشکلات و مسائل بشري افزايش داده و علاوه بر آن توانسته است به مسائل بشري به‏ گونه ديگري بنگرد، بنابراين، با جايگزيني ديدگاه جديد، بخشي از مشکلات بشري تغيير يافته و نحوه تحليل، شيوه تحقيق، معيار هاي ارزيابي و .. دگرگون شده است. از جمله ديدگاه هايي که طرح آن در جغرافيا و علوم وابسته بدان تحولي عميق در نوع مساله يابي، چگونگي تحليل و روش شناسي تحقيق و ادبيات آن ايجاد کرده، نگرش يا ديدگاه فضايي است. ژئومورفولوژي به ‏عنوان يکي از زيرمجموعه هاي علوم جغرافيايي از اين قاعده مستثني نيست.
بديهي است آشنايي با تبلور هسته اوليه نگرش فضايي و نحوه ورود آن به حوزه دانش ژئومورفولوژي مي تواند ما را در درک بهتر اين مفهوم ياري دهد؛ بنابراين، براي دست يابي به چنين هدفي با انتخاب چهار تن از ژئومورفولوژيست ها و دو تن از جغرافي دانان صاحب نظر، و واکاوي نوشته هاي آنان از مفهوم فضا کوشيده ايم به سير شکل‏ گيري و طرح در حوزه ژئومورفولوژي بپردازيم. نتايج اين تحقيق نشان مي دهد که مفهوم فضا در ژئومورفولوژي با واژه
Flexus در نوشته هاي جيلبرت در سال 1886 براي اولين بار به صورت تلويحي در ژئومورفولوژي طرح شده است، اگرچه هرگز وي با چنين بينشي - آن چنان که بعدها مطرح گرديد - آشنا نبوده است.

 
كليد واژه: فضا، زمان، مقياس، فاصله، جهت، چندنگارگي
 
 

 نسخه قابل چاپ