نامه علوم اجتماعي زمستان 1383; 11(4 (پیاپی 24)):1-26.
 
 
توسلي غلام عباس,قاسمي يارمحمد
 
 
 

در اين مقاله به تحليل يكي از مباحث مربوط به گفتمان هويت‏هاي جمعي خرد و كلان و ارتباط آن با جهاني شدن مي‌پردازيم و با بررسي ديدگاه‏هاي كلاسيك‌ جامعه‏شناسي و گفتمان پست مدرنيسم  و نيز نظريه انديشمندان متأخر، به نقايص نظري و روش شناختي كار آنها اشاره مي‏كنيم. هدف آن است كه بدانيم چگونه در تحليل اين به يك ديدگاه تلفيقي نايل آييم. در اين بررسي، بر خلاف رويكرد‌هاي ياد شده، بر اين باوريم كه از يكسو، جهاني شدن، فرايندي واقعي و غير قابل اجتناب است و جامعه بشري به سوي برخي الگوهاي فرهنگي و سياسي‌ جهانشمول به مثابه يك هويت عام، حركت مي‌كند و از سوي ديگر، در كنار آن هويت‏هاي خرد و محلي نيز در حال احياء و بازسازي‏اند انديشه  اصلي مقاله حاضر تأييد اين مدعا است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ