نامه علوم اجتماعي مهر 1382; 11(1 (پياپي21)):243-269.
 
 
وريج كاظمي عباس,فرجي مهدي
 
 
 

مقاله حاضر به تحليل سطوح عرفي شدن جامعه ايران در سه سطح كلان، ميانه و خرد مي پردازد. ايده اصلي مقاله اين است كه در سطح كلان شاهد عرفي شدن در قلمرو سيستم هستيم. اما در قلمرو زيست- جهان و حوزه خصوصي و عمومي،دين حضور فعال دارد. در سطح مياني نيز بايد بين دين سازماني و دين در حوزه عمومي مردم تفاوت قائل شد. در سطح كنشهاي فردي، باورها و انگيزشهاي مذهبي، همچنان نقش قابل ملاحظه اي در جهت دهي به كنشهاي مردم ايفا مي كند. در عين حال مردم تمايل دارند ميان كنشهاي ديني كه آزادانه در زيست - جهان شكل مي گيرد با كنشهايي كه از بالا و در قلمرو سطحي تجلي مي يابد تفاوت گذارند. به طور خلاصه فرآيند عرفي شدن در سطح كلان جدي تر و چشم گيرتر است. نتيجه آنكه براي ديني شدن مجدد قلمرو زندگي، ضمن پرهيز از سازماني كردن عناصر ديني، بايد به خروج آنها از قلمرو سيستم و ارتباطي كردن مجدد آنها همت گماشت.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ