نامه علوم اجتماعي بهار 1386; جديد(پياپي 30):33-62.
 
 
شجاعي زند عليرضا*
 
* گروه جامعه شناسي، دانشگاه تربيت مدرس
 
 

از مدرنيته در تلقي عام و كلاسيك، به عنوان مهم  ترين عامل عرفي شدن ياد شده است و انتظار مي رفت با بسط آن، دين از صفحه ذهن و زندگي انسان مدرن بيرون رود. وجود شواهدي از حضور پر نشاط دين در دنياي مدرن، اين نظريه و پيش بيني هاي آن را به زير سوال برده و اميدواري هايي براي به هم آوري دين و مدرنيته در برخي از نوانديشان ديني پديد آورده است. اين مقال با تاكيد بر تمايز ميان «نوشدن»، «مدرن شدن» و «مدرنيته» و ملاحظه تفاوت هاي آموزه اي اسلام و مسيحيت، اين اميدواري را به چالش كشيده است: در گام نخست با آشكارسازي نسبت نقيض ميان دين و عرفي شدن و اثر غير قابلِ انكار مدرنيته بر وقوع اين فرايند و در گام دوم با ابرام بر عدم صدق مهم ترين مصاديق همزيستي ميان دين و مدرنيته.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ