مسائل اجتماعي ايران (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تربيت معلم) زمستان 1389; 1(2):53-84.
 
 
شكرچي احمد*
 
* دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

تضادهاي اجتماعي يکي از مسائل عام اکثر کشورهاي جهان و به ويژه منطقه خاورميانه بوده است. ابعاد، انواع و مراحل مختلف تضاد، علل بسيار متنوعي در سطوح مختلف دارد. در سطح ساختارهاي اجتماعي بنا به تعريف بلاو، تقسيم افراد در موقعيت هاي اجتماعي براساس پارامترهاي اسمي، تنوع يا ناهم گوني، و بر اساس پارامترهاي درجه بندي شده، نابرابري را موجب مي شود. هرچه نابرابري بيشتر باشد و با ناهم گوني نيز ترکيب گردد، احتمال وقوع تضاد، به ويژه تضادهاي خشن و خونين بيشتر مي شود. اين احتمال در کشورهايي که از حداقل توسعه در ابعاد مختلف آن برخوردار نيستند، تشديد مي گردد. لذا تضاد در مراحل مختلف، براساس ميزان نابرابري، تبعيض و سطح توسعه تغيير مي کند. اين رابطه بر اساس نوع کشورها نيز متفاوت است. در اين مقاله با ترکيب داده هاي مختلف بين المللي تلاش شده است ارتباط نابرابري، و ناهم گوني ساختاري با تضاد بررسي شود. بدين منظور اين رابطه در دو مرحله، ابتدا بين کليه کشورهاي جهان و سپس در نمونه کوچک تر کشورهاي خاورميانه، آزمون گرديد. به علاوه، رابطه اين متغيرها با يکديگر در مراحل مختلف رويداد تضاد نيز به تفکيک بررسي شد.
نتايج به وضوح نشان مي دهد متغيرهاي نابرابري، تبعيض و توسعه بر تضاد تاثير نيرومندي دارند؛ هر چند که رابطه علي هريک از متغيرها در مراحل مختلف تضاد متفاوت است. همچنين تبيين دقيق تر برخي از ساز و كارهاي علي نيازمند اطلاعات دقيق تر و خاص کيفي است
.

 
كليد واژه: تضاد، نابرابري، تبعيض، توسعه، خاورميانه
 
 

 نسخه قابل چاپ