مجله جامعه شناسي ايران بهار 1381; 4(1):65-77.
 
 
فيوضات سيدابراهيم*
 
* دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

جوانان در گذشته در حوزه حرفه و فن با انتقال فكر و پيشه آموزش مي ديدند. حوزه مذكور متاثر از نظام استاد- شاگردي بود. جوانان در اين عرصه زندگي پختگي را تجربه مي كردند. زندگي خانوادگي، كاري و تفريح از يك وحدت نسبي برخوردار بود. خانواده به چنين نظام و فرايندي اميدوار بود.
با اين كه متعاقب انقلاب صنعتي در غرب نظام استاد- شاگردي متحول شد و آموزش در طول يك عمر به مرحله هاي كوتاه مدت تغيير يافت ولي در كشورهاي در حال توسعه نظير ايران بين تحول ماشيني، صنعت پيشه وري و نظام آموزشي آن ارتباط منطقي به وجود نيامد و اين ناهمخواني باعث سردرگمي و عدم اعتماد خانواده ها به حرفه و فن شد. تقديرگرايي و عدم توجه به عقلانيت نگرش خانواده ها و جوانان را درباره كار و حرفه بيش تر با ابهام مواجه ساخت.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ