مجله انسان شناسي (نامه انسان شناسي) پاييز و زمستان 1384; 4(8):107-118.
 
 
محمديان مغاير زهره*
 
 
 

پريان در افسانه هاي ايراني و آپسارا در «ريگ ودا» زناني آب پيکرند با خويش کاري مشترک. بررسي تطبيق نشان مي دهد که اين دو در ذات واحدند و هر دو با آب پيوندي تمام دارند، اما گويي پري ايراني در طول دگرديسي اش و نيز آميختن با تخيل پوياي ايراني بدل به زن - ايزدي شده در کمال جادوکاري ولي آپساراي هندي ايزد - زني است که تنها چندي در جلد زنان به زمين مي آيد.
پريان و آپساراها هر دو در نهايت غيب مي شوند: يکي به بهشت (پري) و ديگري به آسمان (آپسارا) باز مي گردند و سبب نيز برافتادن رازي است که از خرد ماورايي آنان سرچشمه مي گيرد و فاش شدنش حريم خداي گونه آنان را به روي آدميزاده فاني مي گشايد، اما فاني را صبر و دانش آن سر نيست.
در اين حيطه افسانه هايي که در سرتاسر ايران از «خضر نبي» روايت مي شود مشترکاني با اين تيپ افسانه هاي پريان دارند ...

 
كليد واژه: پري، آپساران، خرد ماورايي، حريم ماورايي، خضر نبي
 
 

 نسخه قابل چاپ