علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1381; 17(2 (پياپي 34) ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی):186-194.
 
 
رهنماي خرمي ذوالفقار*
 
* بخش زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه تربیت معلم سبزوار
 
 

برجستگي اقبال لاهوري، در پي جويي دگرگوني (ذهني- رواني) ملت هاست. اقبال عمل اجتماعي را به عمل فيزيکي محدود نکرد. در سير زندگي او ديده نشده است که براي استقلال سياسي ملت خود، به سلاح تکيه کند ولي تفکر روشنگرانه او و ايجاد فرهنگ جديدي مبتني بر خودي و خودآگاهي و خودباوري در تشکيلات انجمن "اتحاد اسلام" توانست راه جديدي را پيش پاي مسلمانان مشرق زمين قرار دهد.
رويکرد نسل جديد، اقبال لاهوري را در ادبيات سياسي و فرهنگي روزگار ما، جاودانه کرد.
يادکرد اقبال از علي (ع)، موضوع اصلي اين مقاله است. اين ياد کرد، خشک و بي روح نيست و به همين دليل، نگاهي ماوراي جانبداري و علاقه مقدس مآبانه مذهبي را، مي توان در نگرش اقبال مشاهده کرد.
يکي از درون مايه هاي سخن اقبال لاهوري درباره علي (ع)، آن است که "حيدري بودن" را معادل گردانيدن آفتاب از خاور به باختر تصور کرده است و محور عالم را در حيات مي بيند، نه در مرگ. در نتيجه، راز درک و فهم علي و نام و نشانش، دانايي به رمز حيات است نه باورمندي به مرگ:
                           
هر که داناي رموز زندگي است                   سر اسماي علي داند که کيست

 
كليد واژه: علي (ع)، اقبال لاهوري، حيدري بودن
 
 

 نسخه قابل چاپ