علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1381; 17(2 (پياپي 34) ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی):53-64.
 
 
اميني محمدرضا*
 
* بخش فارسي، دانشگاه شيراز
 
 

داستان ضحاک و فريدون يکي از مشهورترين اسطوره هاي ايراني است که فردوسي در شاهنامه به نقل آن پرداخته است. در مقاله حاضر کوشش شده اين اسطوره و قهرمانان آن بر حسب چهارچوبهاي نقد اسطوره اي مبتني بر عقايد يونگ و پيروانش تحليل گردد.
در نظر يونگ محتواي ناخودآگاه جمعي يا همان کهن الگوها به شکل افسانه و اسطوره پديدار مي گردند. اين کهن الگوها خود ناشناخته و ناپيدايند اما به شکل رويا، افسانه و اسطوره تجلي مي کنند.
در مقاله حاضر ضحاک و فريدون به عنوان تجلي هاي مختلف يک روان واحد و مراحل رشد آن به سمت فرآيند فرديت و کمال شخصيت تاويل شده اند. نتيجه کار نشان مي دهد که با استفاده از اين شيوه مي توان درک بهتري از اسطوره هاي ايراني داشت و برخي جنبه هاي تاريک آن را روشنتر ساخت.

 
كليد واژه: يونگ، نقد اسطوره اي، اسطوره، اسطوره قهرمان، شاهنامه ، ضحاك، فريدون
 
 

 نسخه قابل چاپ