علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز تابستان 1381; 18(1 (پياپي 35) ویژه نامه زبان انگلیسی و زبان شناسی):35-52.
 
 
پاكروان حسين*
 
* دانشگاه اصفهان
 
 

هدف اين مقاله بررسي ديگر باره نقش يا نمود مجهول در فارسي است. کلمه نقش در اين گفتار در تقابل با ساختار قرار دارد و مويد اين نکته است که نگرش دوباره نگارنده برعکس نگرش محققان قبلي که عمدتا خرد به کلان بوده نگرشي است کلان به خرد. اين بدان معني است که نگارنده حاضر ابتدا نقش يا نمودي به عنوان مجهول را به طور عام تعريف کرده است سپس در پي آن بر آمده تا ببيند اين نمود يا نقش خاص چگونه در صورتهاي نحوي زبان فارسي متجلي گرديده است. چنين نگرش کلاني ايجاب مي کند که مضاف بر ساخت "صفت مفعولي+ شد"، ساختارهاي ديگري را در فارسي نيز جزو قلمرو مجهول فرض نمائيم. رهيافت پژوهشگر حاضر رهيافت نقش گرايانه مکتب نقش گراي هاليدي است و با اتخاذ چنين رهيافتي نگارنده در پي آن است تا توجيهي روشن تر و جامع تر از مطالعات قبلي در مورد مجهول فارسي ارائه دهد.

 
كليد واژه: وجه مجهول، ساختار مجهول، دستور نقش گرا، بافت موقعيتي
 
 

 نسخه قابل چاپ