|
اين پژوهش درصدد است تا ضرورت بازنگري، اصلاح و انعطاف در روز شمار تحصيلي را از جنبه هاي مختلف مانند مدت و زمان تعطيلات و نحوه توزيع زمان آموزش طي روز و هفته تحصيلي بررسي نمايد.
روش تحقيق، توصيفي- تحليلي است و جامعه آماري آن، سه گروه دبيران، مديران و كارشناسان دوره آموزش متوسطه شهرهاي اصفهان و يزد است. با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي چند مرحله اي متناسب با حجم، 180 دبير و با روش نمونه گيري تصادفي ساده، 35 مدير از جامعه آماري انتخاب گرديد. براي جمع آوري داده ها از نمونه مديران و دبيران پرسشنامه استفاده شده است. از مصاحبه نيمه سازمان يافته نيز براي جمع آوري داده هاي كيفي از نمونه كارشناسان (16 نفر) استفاده شد. داده هاي كمي در دو سطح آمار توصيفي و استنباطي و داده هاي كيفي با روش مقوله بندي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
يافته هاي به دست آمده از پژوهش نشان داد كه با توجه به تنوع شرايط اقليمي به ويژه دما و شرايط مختلف آموزشي، اجتماعي و اقتصادي كشور، انعطاف در زمان شروع و پايان روز و سال تحصيلي ضروري است. همچنين، كاهش مدت زمان تعطيلات رسمي طي سال تحصيلي و در تعطيلات تابستان و توزيع مناسب زمان هاي آموزش و تعطيلات طي روزهاي هفته و سال تحصيلي، از جمله تغييراتي است كه مي تواند در بهبود عملكرد نظام آموزشي موثر باشد.
|