علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز پاييز 1386; 26(3 (پياپي 52) (ويژه نامه علوم تربيتي)):211-226.
 
 
يارمحمديان احمد,كمالي فاطمه
 
 
 

هدف از انجام اين پژوهش، بررسي رابطه هوش هيجاني با خود شكوفايي دانش آموزان بوده است. به همين منظور، 200 نفر دانش آموز (شامل 100 نفر دختر و 100 نفر پسر) كه با روش نمونه گيري خوشه اي تصادفي از جامعه آماري مورد نظر برگزيده شده بودند، به عنوان گروه نمونه، مورد مطالعه قرار گرفتند. براي سنجش فرضيه ها از پرسش نامه هاي هوش هيجاني پترايدز و فارنهام، آزمون هوش ريون و مقياس سنجش خود شكوفايي دانشگاه اهواز استفاده شده است. براي تحليل داده هاي پژوهش، از شاخص ها و روش هاي آماري، مانند: ميانگين، انحراف معيار، آزمون t، ضريب همبستگي، تحليل واريانس و ضريب رگرسيون چند متغيري استفاده شد. نتايج پژوهش نشان داد كه در پيش بيني خود شكوفايي به ترتيب، متغيرهاي هوش هيجاني، هوش بهر عمومي (شناختي) و عوامل دموگرافيك داراي بيشترين قدرت پيش بيني مي باشند. همچنين يافته هاي تحقيق نشان داد كه بين هوش هيجاني و خود شكوفايي، همبستگي مثبت معنادار وجود دارد؛ بدين معني كه با افزايش ميزان هوش هيجاني، سطح خود شكوفايي دانش آموزان افزايش مي يابد. بنابراين، هوش هيجاني قادر به پيش بيني توانايي خود شكوفايي آزمودني ها مي باشد. بدين ترتيب، مي توان نتيجه گيري كرد كه هوش هيجاني همراه با هوش عمومي و در آمد پيش بيني كننده خوبي براي متغير خود شكوفايي باشند. اما يافته ها، رابطه معناداري را بين جنس، تحصيلات والدين، شغل پدر و تعداد فرزندان با خود شكوفايي نشان نداد.

 
كليد واژه: هوش هيجاني، هوش شناختي، عوامل دموگرافيك، خود شكوفايي، دانش آموزان اول دبيرستان
 
 

 نسخه قابل چاپ