رفاه اجتماعي پاييز 1381; 2(5):103-118.
 
 
باقي هرمز*
 
 
 

شوراي محلي يكي از مهمترين جلوه ها و عناصر مولد سرمايه اجتماعي است. اين نهاد، تبلور عيني مدنيت، مشاركت و تعامل مدني به شمار مي آيد و نشانه بارز حضور هم زمان حاكميت مردم و خود جمعي است.
همان طور كه هويت يك سيستم، از ارتباطات متقابل، سازمان دار و اجزاي آن شكل مي گيرد، گونه هاي تعامل در جامعه نيز، هويت نظام اجتماعي را معرفي و توصيف مي كند. اما چند و چون اين تعامل، خود، مبتني بر سرشت و شخصيت اجتماعي و فرهنگ جامعه است. حتي اگر قانوني شدن تعامل، نتيجه فشار روشنفكري و دستمايه تلاش روشنگران باشد، يا حكومت، به اقتباس يا تقليد از ديگران، ساختارهاي تعاملي شهروندي را رسميت بخشيده باشد، ممكن است ناتواني سرشت ملي، اصل تعامل يا اصالت هويت آن را مخدوش سازد كه به گمان پژوهشگران، اين، بارزترين مانع توفيق و بقاي شوراهاي محلي است.
در اين نوشته تلاش مي شود تا از روزنه سياست ناحيه محوري شهرداري تهران به شوراهاي اسلامي شهر، ظرفيت ها و توانايي آنها در ماندگاري، نگاه و دستاورد آن گزارش شود.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ