پاسخ به:بانک مقالات علوم اجتماعی
یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 3:06 PM| رفاه اجتماعي بهار 1384; 4(16):221-249. |
| رييس دانا فريبرز* |
| * گروه پژوهشي رفاه اجتماعي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي |
|
تعريف دقيق کمي و کيفي براي بحران ممکن نيست. معمولا پژوهشگران بر نشانه هاي بحران تکيه مي کنند؛ اما اين نشانه ها ممکن است از بحران پنهان چيزي به دست ندهند. بحران ها تهديدهاي همه جانبه و يک طرفه اي نيستند. در مواردي تهديدها عليه مناسبات و ساخت قدرت فاسد شکل مي گيرند. بحران و تهديد دو مقوله ي متمايزند. در تشخيص بحران بايد جنبه ي سرعت، همه گيري، انگيزه مند بودن، سازمان و رهبري هر چند اندک را مورد توجه قرار داد. مقوله هاي اعتصاب، تظاهرات، هم ديداري، شورش، جنبش، قيام، هرج و مرج، آشوب، خرابکاري، فعاليت زيرزميني، اغتشاش و طغيان با يکديگر تفاوت دارند. اين ها مي توانند جلوه هايي از بروز بحران باشند، گرچه طبقه حاکم به عنوان برچسب زني گاه از کنارشان مي گذرد. انگيزه هاي بحران ممکن است اجتماعي مشخص، اجتماعي عمومي، فقري، فرهنگي، ديني، سياسي، اقتصادي يا واکنشي باشد. اما بحران ها ممکن است اين انگيزه ها را به يکديگر تبديل يا با هم ترکيب کنند. از ميان عوامل اصلي که از سازوکار نظام بحران زا بيرون مي آيد، اختلاف طبقاتي، خواست هاي اقتصادي، مشکلات و تعارض هاي اجتماعي مهم ترند. اين عوامل ممکن است ناگهاني کار کنند يا آشکار و پنهان بحران را ريشه دار و گسترده سازند. در دنياي امروز اگر حکومت ها نتوانند با مديريت هاي مقتدر و مردمي با بحران مقابله و از آن پيشگيري کنند آن را به دست عوامل محرک خارجي يا عوامل سو استفاده گر مي سپارند که آن ها نيز از ناآگاهي ها بهره مي برند. |
| كليد واژه: انگيزه هاي بحران، انگيزه هاي طبقاتي، انگيزه هاي اقتصادي - اجتماعي، اعتصاب، بحران، تظاهرات، شورش، نظام اجتماعي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |