رفاه اجتماعي بهار 1384; 4(16):43-73.
 
 
نوذري حسين علي*
 
* دانشگاه الزهرا
 
 

مقاله حاضر تلاشي است براي ارائه بحثي نظري راجع به تعاريف، رويکردها و الگوهاي نظري رايج پيرامون بحران. بدنه و موضوع اصلي تحقيق بر مبناي رويکرد نظري و تحليل پارادايمي در راستاي چند محور اصلي و الگوهاي فرعي تابع آن ها به شرح زير تبيين و تحليل شده است: اول) ريشه شناسي و معناشناسي مفهوم بحران، دوم) دسته بندي انواع بحران ها در سطوح کلان، سوم) سطوح خرد بحران هاي اجتماعي، چهارم) رويکردها و برداشت هاي تاريخي – جامعه شناختي از بحران و پنجم) آسيب شناسي بحران هاي اجتماعي: بحران مشروعيت، رويکردها و نظريه ها.

مسئله اصلي مورد بررسي در پژوهش حاضر چگونگي ظهور و تکوين و مراحل تحول ديدگاه ها و نظريه هاي بحران ها و تهديدهاي اجتماعي است. تبيين و تحليل اين مفروض عمدتا بر مبناي يک رويکرد پارادايمي و نظري صورت پذيرفته است. اين مهم در راستاي پنج محور اصلي فوق الذکر و تقسيم بندي هاي الگويي و فرعي ذيل آن ها انجام گرفت. بدين ترتيب بدنه يا پيکره اصلي (مساله مورد پژوهش) يعني ابعاد اجتماعي بحران ها و تهديدهاي اجتماعي و پيامد آن ها عمدتا با تکيه بر رويکردهاي علمي و برداشت هاي نظري مورد بحث و بررسي قرار گرفت. اين معنا به ويژه در بخش سوم (بررسي پيامدهاي اجتماعي بحران ها در سطوح دوگانه ساختاري – کارکردي) و پنجم (آسيب شناسي بحران هاي اجتماعي) با تاکيد بر تحليل پيامدها و تبعات و تهديدهاي اجتماعي بحران ها بخصوص پيامدهاي ناشي از بحران مشروعيت عليه ساختار اجتماعي صورت پذيرفته است. بايد متذکر اين معنا شد که مقاله حاضر عمدتا ناظر به چيستي و چگونگي (ماهيت و کاربست) بحران است؛ به همين روي اساسا با رويکردها و پارادايم هاي نظري و تحليلي درباره بحران سروکار داريم نه با مصداق ها و ما به ازاهاي عيني و بيروني آن.

 
كليد واژه: آسيب شناسي، بحران، بحران مشروعيت، تهديدهاي اجتماعي
 
 

 نسخه قابل چاپ