طرح مساله: اين پژوهش با هدف تعيين ميزان رضايتمندي بيماران رواني و خانواده شان از برنامه بهداشت روان در مناطق روستايي شهرستان سنندج در سال 1383 انجام گرفته است.
روش: در اين مطالعه توصيفي ـ تحليلي با استفاده از روش طبقه اي، به طور تصادفي، اطلاعات مربوط به 51 بيمار رواني و خانواده شان كه تحت پوشش خانه هاي بهداشت و مراكز روستايي بودند، مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
يافته ها: اين پژوهش نشان داد كه 47.6% از بيماران رواني و خانواده آنها از نحوه برخورد بهورزان و 47.3% از اين بيماران از نحوه ارايه خدمات در خانه بهداشت (دارو، پيگيري، آموزش و ارجاع) راضي بودند. همچنين 57.1% از آنها از نحوه ارايه خدمت در مراكز روستايي (آموزش، دارو، پيگيري و ارجاع) راضي بودند. 86.30% از بيماران مراجعه كننده به مراكز روستايي به دليل به صرفه بودن از نظر اقتصادي و 84.30% از آنها به دليل به صرفه بودن از حيث وقت و زمان رضايت داشتند. اما 64.8% از بيماران مراجعه كننده به مراكز روستايي از لحاظ نتيجه درماني ناراضي بودند.
نتايج: با ارتقاي كيفيت ارايه خدمات، خصوصا دارو، مي توان به طور مداوم بر ميزان رضايت مندي بيماران رواني و خانواده شان افزود.