دانشور رفتار شهريور 1385; 13(18 (ويژه مقالات علوم تربيتي 6)):45-56.
 
 
اختري طاهره*
 
* دانشگاه شاهد
 
 هدف اساسي پژوهش کنوني، در گام نخست، مطالعه نوع نگرش دانش آموزان پايه اول، دوم و سوم دبيرستان هاي دولتي شهر تهران به درس زبان عربي بوده و در گام دوم، تاثير جنسيت، پايه هاي تحصيلي و مناطق آموزش و پرورش بر اين نگرش نيز مورد بررسي قرار گرفته است. بدين خاطر، در آغاز ساخت نگرش سنج مربوط بر اساس نظر متخصصين و مطالعه اوليه بر روي 372 دانش آموز (192 دختر و 180 پسر) انجام شده است. پس از پالايش و آماده سازي نگرش سنج بر مبناي ويژگي هاي روان سنجي، مرحله اصلي تحقيق بر روي 1085 آزمودني (535 پسر و 560 دختر) پي گرفته شده است. نتايج به دست آمده بيانگر نگرش منفي دانش آموزان به درس عربي است. اين امر در مناطق آموزش و پرورش، پايه هاي تحصيلي، و دختران و پسران مشابه بوده است. يافته هاي ديگر، نشانگر تاثير منطق آموزش و پروش بر نوع نگرش دانش آموزان است. اين در حالي است که پايه هاي تحصيلي و جنسيت به تنهايي تاثيري بر نوع نگرش دانش آموزان نداشته است. هر چند بايد توجه کرد که تعامل جنسيت با پايه هاي تحصيلي و منطقه آموزش و پرورش، نشانگر تاثير تعاملي متغيرهاي ياد شده بر نوع نگرش دانش آموزان بوده است.
 
كليد واژه: نگرش، زبان عربي، دانش آموز
 
 

 نسخه قابل چاپ