دانشور رفتار دي 1386; 14(26 (ويژه مقالات مديريت 9)):89-104.
 
 
دانايي فرد حسن*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

واژه پارادايم چنان در تار و پود رشته هاي مختلف، از علوم طبيعي گرفته تا علوم انساني، نفوذ کرده که درک مفهوم و ابعاد آن براي هر پژوهشگر لازم و ضروري نمايد و بر اين اساس به مفهومي غالب در فلسفه علم تبديل شده است. تعاريف مختلفي از پارادايم ارايه کرده اند، ولي مي توان پارادايم را مجموعه اي از باورها و پيش فرض هاي بنيادي تصور کرد که در هستي شناسي، شناخت شناسي و روش شناسي متجلي مي شود.
تقسيم بندي هاي متعددي از پارادايم ها انجام شده، ولي در ادبيات علم سازمان و مديريت، تقسيم پارادايم ها به اثبات گرايي، تفسيري، تئوري انتقادي، فمينيست، پست مدرنيست و تئوري آشوب غالب تر است. در اين مقاله با شرح هر پارادايم، ارکان سه گانه آن مورد بررسي قرار گرفته و با اشاره به کاربرد آن ها در علم سازمان و مديريت نتيجه گيري مي شود که در پژوهش هاي مديريتي، همه پارادايم هاي مذکور مي توانند در حوزه هاي مختلف مورد استفاده قرار گيرند.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ