|
در اين پژوهش، رابطه خودپنداري (تحصيلي، غيرتحصيلي، و کلي) را با پيش رفت تحصيلي در 300 دانش آموز دختر سال دوم دبيرستان در گرايش هاي رياضي – فيزيک و علوم انساني (در منطقه 6 تهران) بررسي نموده ايم. ابزار به کار گرفته شده در اين پژوهش، پرسش نامه توصيف از خود مارش (SDQ) بود و براي بررسي پيش رفت تحصيلي، از نمره درس هاي کلامي و رياضي، و ميانگين نيم سال آخر استفاده شد.
يافته هاي پژوهشي نشان داد که خود پنداري تحصيلي درهر گروه آزمودني از توان پيش بيني پيش رفت تحصيلي برخوردار است (P<0.000). يافته هاي تحليل رگرسيون گام به گام در گروه رياضي – فيزيک نيز نشان داد که خود پنداره تحصيلي در مقايسه با خودپنداره کلي و غيرتحصيلي از قدرت تبيين توان مندتري برخوردار است؛ به گونه اي كه در گروه علوم انساني، تنها خودپنداره تحصيلي توانست پيش رفت تحصيلي را پيش بيني نمايد.
در بررسي سهم مولفه هاي خودپنداره تحصيلي (کلامي، رياضي)، نتايج رگرسيون نشان داد که در گروه رياضي – فيزيک، خودپنداره کلامي و رياضي، و در گروه علوم انساني تنها خودپنداره رياضي در پيش بيني پيش رفت تحصيلي نقش دارد. تحليل واريانس انجام شده بر روي متغيرهاي اين پژوهش (خودپنداره کلي، خودپنداره تحصيلي، خودپنداره کلامي، خودپنداره رياضي، و پيش رفت تحصيلي) نشان داد که دو گروه آزمودني از نظر ميزان خودپنداره تحصيلي، کلي، و رياضي، و پيش رفت تحصيلي تفاوت معنا دار دارند (P<0.000)؛ اما تفاوتي در ميان گروه ها در خودپنداره کلامي و خودپنداره غيرتحصيلي ديده نشد. يافته هاي پژوهش نشان داد که هر قدر افراد از خودپنداره تحصيلي مثبت تري برخوردار باشند، پيش رفت تحصيلي بهتري خواهند داشت و احتمال مشارکت آن ها در رشته هاي رياضي – فيزيک بيش تر خواهد بود.
|