انديشه هاي نوين تربيتي بهار و تابستان 1385; 2(1-2):123-137.
 
 
ابوالقاسمي عباس,مهرابي زاده هنرمند مهناز,كيامرثي آذر,درتاج فريبرز
 
 
 

در اين پژوهش، کارآمدي دو روش درماني شناختي و منطقي- هيجاني در کاهش اضطراب آزمون دانش آموزان و بهبود کارکرد تحصيلي بررسي شده است. نمونه پژوهش 36 دانش آموز سال دوم دبيرستان رشته رياضي از ناحيه هاي چهارگانه شهر اهواز بودند که اضطراب آزمون داشته اند. اين آزمودني ها به شيوه تصادفي به گروه هاي آزمايش و گواه گمارده شدند. اين پژوهش سه گروه دارد (هر گروه 12 نفر): يک گروه درمان شناختي؛ يک گروه درمان منطقي- هيجاني؛ و يک گروه گواه. براي مداخله، دو روش درماني شناختي و منطقي- هيجاني به کار گرفته شد. ابزار پژوهش، پرسش نامه هاي اضطراب آزمون و مصاحبه باليني بود.
آزمون واريانس يک سويه بر تفاضل نمره هاي پيش آزمون- پس آزمون نشان داد که تفاوت ميان گروه هاي شناختي، منطقي- هيجاني، و گواه، در اضطراب آزمون و کارکرد تحصيلي معنادار است. آزمون چند مقايسه اي توکي نيز نشان داد که اضطراب آزمون در گروه هاي شناختي و منطقي- هيجاني در مقايسه با گروه گواه به گونه اي معناداري کاهش يافته است. يافته ها هم چنين نشان داد که در کاهش اضطراب آزمون، روش شناختي سودمندتر و کارآمدتر از روش منطقي- هيجاني است؛ اما در بهبود کارکرد تحصيلي، تفاوت اين دو روش درماني معنادار نيست .

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ