انديشه هاي نوين تربيتي بهار و تابستان 1385; 2(1-2):7-26.
 
 
شريف سيدمصطفي,جعفري سيدابراهيم,حجتي صديقه
 
 
 

امروزه، مديريت اثربخش يکي از شناسه هاي توسعه يافتگي در نظام جهاني به شمار مي رود. مديريت کارآمد و توان مند قادر است با به کارگيري پتانسيل ها و امکانات بالقوه و مستعد سازمان، بستري در خور براي توسعه پايدار و همه جانبه پديد آورد. در اين پژوهش، رابطه قدرت مقام، ساختار وظيفه، و روابط رهبر- عضو، با اثربخشي مديران دبيرستان ها و هنرستان هاي شهرستان نجف آباد بررسي شده است. اين پژوهش توصيفي- همبستگي است و جامعه آماري آن 870 دبير و 60 مدير دبيرستان ها و هنرستان هاي شهرستان نجف آباد است. روش نمونه گيري پژوهش طبقه اي متناسب با حجم بوده که بر پايه برآورد حجم نمونه، 180 دبير و 20 مدير به صورت تصادفي گزيده شدند. ابزار اندازه گيري پژوهش، پرسش نامه پژوهش گر ساخته موقعيت رهبري، پرسش نامه پژوهش گر ساخته اثربخشي مديران، و پرسش نامه استاندارد LPC است. روايي پرسش نامه ها با ضريب آلفاي کرون باخ، براي پرسش نامه موقعيت رهبري 0.89، براي پرسش نامه اثربخشي مديران 0.97، و براي پرسش نامه 0.96 LPC برآورد شد.
يافته هاي پژوهش نشان داد قدرت مقام، ساختار وظيفه، و روابط رهبر- عضو همبستگي معناداري با اثربخشي مديران دارد. برآورد ضريب تعيين نشان داد 52 درصد از واريانس قدرت مقام، 48 درصد از واريانس ساختار وظيفه، و 63 درصد از واريانس روابط رهبر- عضو با اثربخشي مديران مشترک است. رگرسيون چند متغيره، همبستگي روابط رهبر- عضو و ساختار وظيفه را با اثربخشي مديران معنادار نشان داد. براساس ضريب تعيين، 63 درصد واريانس اثربخشي را روابط رهبر- عضو تبيين مي کند که با ورود ساختار وظيفه، واريانس تبيين شده به 77 درصد افزايش مي يابد. ضريب همبستگي نمره هاي LPC با اثربخشي مديران r=646 و در سطح اطمينان P£0.01 معنادار است؛ يعني با افزايش LPC، ميزان اثربخشي مديران رابطه مدار افزايش مي يابد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ