انديشه هاي نوين تربيتي زمستان 1387; 4(4):9-36.
 
 
رضايي محمدهاشم*,پاك سرشت محمدجعفر
 
* دانشگاه پيام نور، مركز اراك
 
 

معرفت شناسي، به عنوان يكي از شاخه هاي مهم فلسفه ماهيت دانش و فرآيندي را مطالعه مي كند، كه دانش طي آن كسب و ارزيابي مي شود، و در اين رهگذر در رابطه با حقيقت و معرفت- كه محصول آموزش و پرورش هستند- مي تواند ديدگاههاي متنوع و گوناگوني را در برابر معلمان قرار دهد.
درباره چگونگي تاثير معرفت شناسي بر نظام آموزش باز و از راه دور مي توان اين مساله را بدين صورت بيان كرد كه فرض هاي معرفت شناسي ديدگاههايي كه درباره آنها بحث شده است، هر كدام در زمان شكل گيري نسلهاي آموزش باز و از راه دور به نوعي بر مولفه هاي مهم اين نظام آموزشي از قبيل معلم، شاگرد، برنامه درسي و راهبردهاي ياددهي- يادگيري موثر بوده اند.
در اين مقاله براي تبيين رابطه معرفت شناسي و آموزش باز و از راه دور درباره رويكردهاي معرفت شناسي و روانشناسي غالب در هر يك از نسلهاي سه گانه آموزش و پرورش بحث مي شود، كه هر كدام به نوعي نگرش و عملكرد مربيان اين نظام آموزشي را تحت تاثير قرار داده اند.
با توجه به پيدايش و سير تحولات نظام آموزش باز و از راه دور رويكردهاي معرفت شناختي از جمله 1) اثبات گرايي يا پوزيتيويسم، 2) تعبيري يا تفسيري، 3) انتقادي يا رهايي بخش معرفي شده اند.
در مقاله حاضر با ارايه تصوير كلي از نظام آموزش باز و از راه دور درباره استلزامات ديدگاههاي معرفت شناسي نسبت به راهبردهاي ياددهي- يادگيري در قالب نسلهاي سه گانه آموزش باز و از راه دور كاوش شده است.

 
كليد واژه: معرفت شناسي، راهبردهاي ياددهي- يادگيري، آموزش باز، آموزش از راه دور، رويكرد اثبات گرايي، رويكرد تفسيري، رويكرد انتقادي، رفتار گرايي، شناخت گرايي، ساختار گرايي، آموزش مجازي، پسا مدرن
 
 

 نسخه قابل چاپ