پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
شنبه 13 خرداد 1391 8:45 AMعنوان : آزادي مطبوعات بعد از انقلاب ، فرازها و فرودها
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
در هر كشوري يكي از شاخصهاي توسعه را رشد مطبوعات مستقل ، آزاد و كثرت گرا مي دانند. هرچند پديده مطبوعات مستقل و كثرت گرا محصول غرب است ، اما اين الگو در ممالك شرقي نيز مورد توجه قرار گرفت . ورود مطبوعات به كشورهاي جهان سوم و از جمله ايران همزمان بود با افول مطبوعات استبدادي غرب و آغاز و پيدايش مطبوعات آزادي گرا و روزنامه هاي تجاري و خبري . اولين روزنامه هاي شكل گرفته در ايران مشي استبدادي داشتند چرا كه صنعت چاپ و مسائل مربوط به آن زماني به صحنه ايران آمدند كه ايران هنوز تحت حاكميت پادشاهان خودكامه و اقتدارگرا قرار داشت . در نتيجه طبيعي بود كه مطبوعات تحت كنترل قدرت دولت و در جهت حفظ منافع طبقه حاكم باشد. لذا تعجبي ندارد كه نخستين روزنامه ها در ايران روزنامه هايي بودند كه پشتيبان سياست هاي حاكم و در خدمت قدرت دولت بودند.
با انقلاب مشروطه و نهضت آزاديخواهي ، مردم ايران خواستار اصلاحات عميق سياسي ،فرهنگي و... شدند كه يكي از پيامدهاي اين نهضت ، تبلور مطبوعات مردمي ،كثرت گرا و طرفداران قانون بود. با پشت سر گذاشتن حكومت هاي وابسته به استعمار و امپرياليسم قاجار و پهلوي ، به انقلاب سال ۱۳۵۷ مي رسيم .در مدت اين ۱۴۲ سال روزنامه نگاري كشور ما تابع روزنامه نگاري غرب بود و آن را تجربه كرد. اين مقاله سعي دارد تا با تحليل تاريخي آزادي مطبوعات در بعد از انقلاب اسلامي فرازها و فرودهاي آن را در طول ۲۶ سال در معرض ديد افكار عمومي قرار دهد.
۱. مطبوعات در دوره بهار آزادي
در بهار آزادي سال ۵۷ كه تمام اركان رژيم سلطنتي پهلوي از هم گسست ،تيغ سانسور نيز برندگي خود را از دست داد و به دنبال آن شاهد حضور نشريات متعدد با مضامين مختلف سياسي ،اجتماعي و... بوديم كه اغلب آنها يا صاحب امتياز و مديرمسوول نداشتند و يا حتي بعضي از آنها تاريخ انتشار هم نداشتند و از روزانه گرفته تا هفته يي يكبار، دو هفته يكبار و چند ماه يكبار و سالي يكبار متغيير بود.
براساس يك گزارش مستند تنها در ۵ ماهه اول انقلاب تعداد ۶۷ عنوان روزنامه يوميه ، هفتگي و ماهانه در تهران و شهرستان ها منتشر شد. با استقرار نظام اسلامي ، تمام بنيان هاي وابستگي فرو ريخت و همگان ، از جمله روزنامه نگاران ،فرصت يافتند دوران جديدي را تجربه كنند. گفتني است كه بيش از ۱۲۰۰ نشريه كه از اولين ماه هاي پيروزي انقلاب تا پايان ۶ ماهه اول سال ۶۴ منتشر مي شدند نزديك به ۸۰۰ نشريه به علل گوناگون تعطيل يا توقيف شدند. يكبار در مرداد سال ۵۸ قريب به ۲۲ روزنامه و مجله توقيف شدند كه تعدادي از اين نشريات مربوط به سازمان ها و احزاب سياسي بودند. اسامي برخي نشريات به شرح زير است : پيكار، كار، مردم ، جوان ، كارگر، بهلول ، حاجي بابا، اميد ايران ، تهران مصور، يولداش ، تهران ، آزاد، آزادي ،گزارش روز و...
توقيف يكباره مطبوعات در اين سال ها به دليل التهاب ها، بحران ها و تنگناهاي سياسي كه انقلاب با آن روبرو بود،مي توانست اين جو ملتهب را آرام كند. البته اين مساله از طرفي آزادي مطبوعات را كه انقلاب نويد آن را داده بود،مخدوش ساخت .
در زمينه سانسور مطبوعات در ابتداي انقلاب محسنيان راد مي نويسد: ۱۴۲ سال مطبوعات زير سلطه سانسور،فرزنداني خواهد داشت كه نخواهند آموخت در شرايط بدون سانسور چگونه عمل كنند و شايد همين امر باعث شده كه هر گاه شرايط آزادي مطبوعات شكل گرفته ، مطبوعات فحاش متولد شده اند زيرا انتقاد بدون فحاشي و مستدل و آگاه كننده نياز به تخصا،تجربه ، آگاهي و توانايي هاي فكري مختلفي دارد كه براي روزنامه نگاران ما چنين فرصتي به صورت مستمر هرگز به وجود نيامده است .
به نظر مي رسد عدم آشنايي با شيوه هاي معقول انتقاد و نقد سازنده ، يكي از عواملي باشد كه باعث توقيف مطبوعات در اوايل انقلاب شد، در حالي كه اين توقيف ها و پايمال كردن آزادي بيان در اين دوره بيشتر ناشي از شرايط انقلاب و فضاي حاكم بر آن زمان بود.
بعد از انقلاب سال ۵۷ مطبوعاتي كه در قبل از انقلاب توقيف شده بودند، دوباره منتشر شدند. سال ۵۸ اوج انتشار مجلات تجديد چاپ شده بود. در اين سال ۲۰ روزنامه و نشريه كه قبلا منتشر مي شدند دوباره قدم به عرصه مطبوعات گذاشتند اين در حالي بود كه در سال ۵۷ تنها ۷ يا ۸ نشريه مجددا انتشار يافته بودند. اكثر اين نشريات تا پايان سال ۵۹ و اواسط ۶۰ به تدريج توقيف يا تعطيل شدند.
انقلاب در حالي كه تنها ۴ روزنامه مطرح در كشور وجود داشت ، به پيروزي رسيد. كيهان و اطلاعات كه به ترتيب به مصباح زاده و مسعودي تعلق داشتند، بعد از انقلاب تحت نظارت رهبري درآمدند. رستاخير منحل و آيندگان هم بعد از مدتي تعطيل شد كه بعدها روزنامه هاي صبح آزادگان و ابرار و بشير و جهان اسلام در آنها به فعاليت پرداختند. سال ۵۸ الي ۶۰ عرصه فعاليت مطبوعات كشور شاهد حضور نشريات افراد مسوول در نظام مانند نشريه انقلاب اسلامي متعلق به بني صدر و نشريه ميزان و ديگر نشريات گروه هاي سياسي موجود در جامعه بود.
از ويژگي هاي عام مطبوعات در اين دوره مي توان حذف عملي نظام امتيازدهي نشريات بود. اين در حالي بود كه شوراي نگهبان در سال ۵۸ درباره مطبوعات ، قانوني را به تصويب رسانده بود كه عملا اين قانون اجرا نمي شد و همانطور كه قبلا گفته شد نشريات متعددي بدون مجوز و امتياز منتشر مي شدند. در اين دوره ما شاهد بوديم كه مطبوعات دولتي يا شبه دولتي چون كيهان و اطلاعات از تيراژ بالايي برخوردار بودند و به دليل فضاي خاص اين دوره نقش بسيار فعالي را ايفا كردند و در زماني كه ۴۸ درصد مردم بي سواد بودند و جمعيت كشور نصف جمعيت امروز بود و آموزش عالي نيز در سطح پايين قرار داشت روزنامه يي چون كيهان به تيراژ نيم ميليوني رسيد. كه حتي به استناد بعضي مدارك ، روزنامه كيهان در اوج انقلاب به تيراژ يك ميليوني نيز رسيده بود كه اين مساله برآيند پيروزي انقلاب و فضاي سياسي حاكم بود.
در اين دوره مطبوعات فاقد استانداردهاي حرفه يي بودند و اندك مطبوعاتي كه قواعد حرفه يي تا حدودي در آنها رعايت مي شد به جريان لاييك تعلق داشت . همچنين در اين دوره رژيم حقوقي خاصي به اجرا گذارده نمي شد يعني مي توان گفت اساسا دادگستري وارد حوزه مطبوعات نمي شد و كار رسيدگي در شعب عادي صورت مي پذيرفت .
شايان ذكر است كه در اين دوره به دليل اهميت مطبوعات و فقدان ساختارهاي حقوقي لازم از يكسو و شكل گيري انواع توطئه هاي شيطاني از سوي ديگر اجازه نمي داد به انتظار تدوين قانون و تشكيل قوه مقننه نشست . از اين رو تنها شش ماه پس از پيروزي انقلاب در تاريخ بيستم مردادماه ۵۸، نخستين مقررات مطبوعاتي در نظام جديد به تصويب شوراي انقلاب رسيد. با نگاهي به اين لايحه ، تاثير شرايط انقلاب و همچنين شتابزدگي در تدوين آن بخوبي مشهود است كه از جمله مي توان به ممنوعيت مقامات رژيم پيشين از انتشار نشريه ، تكميل اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات ، جرم شناختن سانسور و تعيين مجازات براي آن و به رسميت شناختن انجمن هاي صنفي روزنامه نگاري و بالاخره توجه به هيات منصفه و نحوه انتخاب آن براي حضور در دادرسي هاي مطبوعاتي از ويژگي هاي آن مصوبه است . گرچه اين لايحه برخي از اصول آزادي مطبوعات را در خود آورده است ، اما به دليل روشن نبودن جايگاه مطبوعات در جامعه و مبهم بودن چگونگي طرح مسائل اجتماعي و سياسي و اقتصادي و غيره از يكسو و نبودن شخصيت حقوقي مدافع خبرنگاران و روزنامه نگاران و نداشتن جايگاه مناسب روزنامه نگاري و نبود نظام مطبوعاتي در جامعه و بين مردم از ديگر سو باعث ايجاد ديدگاه هاي سليقه يي در پاره يي موارد و برخوردهاي تنگ نظرانه با مقوله مطبوعات و آزادي آنها گرديد كه نهايتا به سانسور و توقيف منجر شد.
۲. مطبوعات در دوران ۸ سال دفاع مقدس
از پاييز ۵۹ تا تابستان ۶۷ در اين دوره به دليل شرايط ويژه جنگ عراق عليه ايران ، روند محدوديت هاي مطبوعاتي ،شدت بيشتري يافت . در مهرماه و سپس اسفندماه سال ۱۳۵۹ تعدادي نشريات سازمان هاي سياسي و چند روزنامه تعطيل شدند. به دنبال آن ،وزارت ارشاد در فروردين ۱۳۶۰،براساس اطلاعيه يي مديران مطبوعات را به تجديد اجازه انتشار آنها ملزم كرد. در ۱۶ خرداد ۶۰ نيز به توصيه شوراي ميانجيگري مطبوعات و حكم دادستاني انقلاب ۶ روزنامه و نشريه هفتگي وابسته به گروه هاي مخالف تعطيل شدند و بر همين اساس در اواخر بهار ۱۳۶۰، تعداد نشريات به ۶۲ عنوان كاهش پيدا كرد. از آن پس در تهران چهار روزنامه روزانه فارسي شامل دو روزنامه عصرأ اطلاعات و كيهان و دو روزنامه صبح أ جمهوري اسلامي و صبح آزادگان به انتشار خود ادامه دادند. در اين زمان در كنار روزنامه هاي روزانه ،فقط ۸ نشريه هفتگي شامل سروش ، جوانان امروز، اطلاعات هفتگي و راه زينب و زن روز و همچنين امت ،اتحاد و اتحاد مردم منتشر مي شدند كه سه نشريه اخير هم چند ماه بعد تعطيل گرديدند. از آن پس شاهد كاهش تيراژ روزنامه بوديم بطوري كه تيراژ روزنامه هاي اطلاعات و كيهان ، كه پس از پيروزي انقلاب هر كدام مدتي بيش
از يك ميليون نسخه ، به چاپ مي رساندند، به يك پنجم و حتي كمتر از آن تقليل پيدا كرد.
البته بايد يادآوري كرد كه تشديد محدوديت هاي مطبوعاتي در اين دوره بيشتر تحت تاثير رقابت ها و مخاصمات سياسي گروه هاي خواستار قدرت و مخصوصا برخوردهاي خشونت آميز و ترور دسته جمعي رهبران سياسي و مذهبي در تابستان ۱۳۶۰ صورت گرفت و جنگ عراق عليه ايران بر ادامه آن تاثير گذاشت .
●مطبوعات در دوره بازسازي اقتصادي (سازندگي )
پس از پايان جنگ عراق و ايران در تابستان ۱۳۶۷ فضاي سياسي و فرهنگي نسبتا مناسبي براي پيشرفت مطبوعات فراهم شد. با تجديد نظر در قانون اساسي و نزديك شدن نظام حكومتي جمهوري اسلامي به نظام هاي ايالتي ،تاسيس معاونت مطبوعاتي و تبليغاتي وزارت ارشاد و مواردي از اين دست بستر مناسبي براي فعاليت نشريات به وجود آمد و از اين به بعد شاهد رشد تعداد نشريات هستيم بطوري كه در فاصله سال هاي ۷۱ لغايت ۷۳ تعداد نشريات كشور به ۵۵۰ عنوان رسيد. در اين ميان اين خط مشي ها، مخصوصا به كاهش سختگيري هاي شديد قبلي نسبت به صدور اجازه نامه انتشار و همچنين اختصاص كمك مالي ويژه به مطبوعات ، از طريق توزيع كاغذ ارزانقيمت بين روزنامه ها و مجله ها و همچنين ايجاد تسهيلات براي تجهيزات فني چاپ مورد نياز موسسات مطبوعاتي توجه زيادي معطوف گرديد. از جمله اين موسسات مي توان ايجاد مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها، ايجاد نخستين مجله ارتباطي تخصصي به نام رسانه را نام برد.
همانطور كه در بالا ذكر شد نشريات دوره يي ايران ، كه در سال هاي ۶۷۱۳۶۰ از حدود نزديك به ۳۰۰ نشريه به كمتر از ۱۰۰ كاهش يافته بود،در سال هاي ۷۳۱۳۷۱ به تعداد بي سابقه ۵۵۰ عنوان افزايش يافت .
●دوره بعد از خرداد ۷۶
در دوره جديد پيشرفت و گسترش مطبوعات ايران كه از زمان پس از انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري اسلامي در دوم خرداد ۱۳۷۶ و آغاز زمامداري خاتمي شروع شده است ، توجه بيشتري به فضاي عمومي مطلوب آزادي ،استقلال و كثرت گرايي مطبوعات صورت مي گيرد. از مهم ترين تحولاتي كه در نخستين ماه هاي حكومت رييس جمهوري جديد صورت گرفت مي توان به اين عناوين اشاره كرد:
الف ) تشكيل نخستين انجمن حرفه يي روزنامه نگاران در دوره پس از انقلاب اسلامي در مهرماه ۷۶.
ب )تجديد تركيب اعضاي هيات منصفه محاكمات مطبوعاتي كه باعث شد برخلاف چند سال اخير در اين هيات استقلال نظر بيشتري نسبت به پرونده هاي مطرح شده پديد آيد، نيز اهميت خاصي داشت .
ج ) افزايش سريع نشريات دوره يي و مخصوصا روزنامه هاي روزانه در پاييز و زمستان ۷۶ هم چشمگير بود بطوري كه تعداد روزنامه هاي روزانه تهران به بيش از ۳۰ نشريه رسيد.
در اوايل بهار ۱۳۷۷، براساس اظهارات معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد، تعداد كل روزنامه ها و مجله هاي در حال انتشار كشور از ۸۵۰ نشريه تجاوز كرده بود و تيراژ كل روزنامه هاي روزانه نيز براي اولين بار در دوره پس از «بهار آزادي »و نخستين ماه هاي بعد از پيروزي انقلاب از دو ميليون نسخه فراتر رفت .
●مروري بر روزنامه هاي تاسيس شده بعد از انقلاب تا قبل از دوم خرداد
در سال ۱۳۶۰ كيهان تحت سرپرستي سيدمحمد خاتمي قرار مي گيرد و اطلاعات را سيدمحمود دعايي اداره مي كند. ماشاءالله شمس الواعظين و جمعي ديگر به عنوان اعضاي شوراي سردبيري كيهان انتخاب و مشغول به كار مي شوند كه به روايت فعالين قديم كيهان بزرگترين تصفيه روزنامه نگاران قديمي در اين روزنامه از زمان مديريت شمس و يارانش اتفاق مي افتد. در اين مدت آزادي بيان و مطبوعات در سطح مطلوبي قرار داشت ،يعني با آمدن خاتمي و دعايي اين دو روزنامه متحول شدند. كيهان بعد از مدتي شاهد ورود روحاني جواني به نام نصيري شد كه در نهايت به سردبيري رسيد. از اين زمان كيهان در نوشتار و رفتارش طرحي نو را برگزيد كه بعدها در زمان مديريت حسين شريعتمداري نيز ادامه يافت .
در اسفند ماه سال ۶۴ آخرين قانون مطبوعات به تصويب مجلس شوراي اسلامي مي رسد،اين قانون با وجود نكات مثبت و قابل توجه ، داراي نقايا و آشفتگي هايي است كه بازنگري در آن را اجتناب ناپذير مي سازد. با توجه به اينكه در اين قانون ، تعريف و رسالت و حقوق و حدود و شرايط دريافت مجوز و جرايم پيش بيني شده بود عملا نتوانست الگوي كامل آزادي مطبوعات را پياده كند و به اهداف و آرمانهاي انقلاب در مورد آزادي اطلاعات و رفع پديده سانسور وسايل ارتباط جمعي نزديك شود و در اين مسير مشكلاتي را براي جامعه مطبوعاتي فراهم آورد.
بعد از كيهان و اطلاعات ، روزنامه ابرار پا به عرصه وجود نهاد. اين روزنامه ابتدا به صاحب امتيازي غفور گرشاسبي تعلق داشت كه بعدها به سيد محمد صفي زاده فروخته شد. گرشاسبي بعدها امتياز روزنامه عصر آزادگان را گرفت كه چند سال پيش توسط دادگستري تعطيل شد.
در همين سالها روزنامه ديگري به جامعه مطبوعات پيوست به نام رسالت . اين روزنامه متعلق به بنياد رسالت است كه از جمع شدن چند نهاد انقلابي مذهبي تشكيل شده است .
با مطالعه سوابق روزنامه هاي فوق مي بينيم كه هر كدام با وجود آنكه در ابتدا اهداف خود را ترويج انديشه هاي گوناگون ، تجلي گاه نظرات مردم و فراهم آوردن بازار آزاد عقايد، اعلام كردند ولي به واقع در جهت تثبيت و استقرار وضع موجود حركت كردند و هيچ تحولي را در عرصه مطبوعات از آنها شاهد نبوديم .
با انتشار روزنامه سلام در سال ۱۳۷۰ توسط سيد محمد خوييني ها، دادستان كل انقلاب ، كه به عنوان شاخا روزنامه هاي طيف چپ شناخته مي شد و مروج انديشه هاي مجمع روحانيون مبارز بود، زمزمه هاي آزادي مطبوعات و مطبوعات مستقل و كثرت گرا در ايران شنيده شد.
سلام را مي توان از جمله روزنامه هايي به شمار آورد كه تا حدودي به استانداردهاي حرفه يي روزنامه نگاري نزديك بود . اين روزنامه با محكوميت سيد محمد خوييني ها در دادگاه انقلاب در تيرماه سال ۷۸ تعطيل شد. بعد از انتشار سلام ، همشهري به عنوان نخستين روزنامه تمام رنگي ايران وارد عرصه شد.پشتوانه مالي خوب و گرايش اجتماعي و نو اين روزنامه به موضوعات روز،ظرف چند سال همشهري را به پر تيراژترين روزنامه هاي كشور بدل ساخت . ايران دومين روزنامه تمام رنگي هم از سال ۷۳ با تدبير وردي نژاد مدير عامل وقت ايرنا و حمايت كامل دولت پاي به عرصه خبر رساني گذاشت و پس از چند سال به دومين روزنامه پر تيراژ بدل شد و چند سال بعد آفرينش منتشر شد.
انتخابي از منابع گوناگون