عنوان : از صدور انقلاب تا تشكيل دولت سري ايران در كشورهاي عربي
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
الف) نادري
"كساني كه گمان مي كنند ايران در صدور انقلاب ناتوان بوده ، دچار توهم شده واز حقايق موجود غافلند...."
اين جمله مربوط به مقاله "علي سعد موسي" در روزنامه سعودي الوطن است. اظهارتي از اين دست ديرگاهي است از سوي نويسندگان عرب مطرح بوده و در يكي دو سال اخير بر دامنه آن افزوده شده است.
واقعيت آن است كه نويسنده درمورد صدور انقلاب و بيان حقايق در اين مورد آنچنان كه در بدو امر به نظر مي رسد، بيراه نگفته است. صدور انقلاب كه ايده اصلي سياست خارجي حضرت امام(ره) و حكومت انقلابي ايران پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود، اگر چه به زعم بسياري يك تئوري بسيار آرمانگرايانه و دور از دسترس مي نمود، وحتي بعد ها مورد تمسخر برخي علماي "واقع بين"عرصه ديپلماسي خودي قرار مي گرفت، امروزه خود را به يك "واقعيت تمام عيار" تبديل ساخته است و امواج انقلاب اسلامي ايران بيش از هر زمان ديگري و با شدت هرچه تمام تر بر سواحل كشورهاي مسلمان كه اكثرا داراي مذهبي سني هستند، مي كوبد و روز به روز شاهد پروژه بيداري اسلامي و خود آگاهي مردم مسلمان جهان و بطور خاص در جغرافياي پيچيده خاورميانه هستيم.
پارادايم بيداري اسلامي كه سابقه آن به پايان قرن نوزدهم و اوايل قرن يستم مي رسد، ناظر بر ايده "بازگشت به خويشتن" در بحث نظري و نگاه به قيام سيدالشهدا(ع) در سرمشق عملي است. مردم مسلمان، پس از يك دوره طلايي شكوفايي در دوران معاصر با قرون وسطي و هزاره سياه اروپا، به خواب فراموشي و عقب ماندگي فرو رفته بودند و در اثر پروژه كثيف استعمار، تمامي كيان و سرزمين و ناموس آنان به تاراج رفته بود، پس از يك دوره يأس و سرخوردگي دراثر برخورد با تمدن نوپاي مغرب زمين كه در يك گفتمان نابرابر و با تمامي ابزارهاي تكنولوژيك مدرن سعي در سلطه همه جانبه بر آنان داشت، كم كم به فكر كالبد شكافي عقب ماندگي خويش افتاده و سعي در باز بيني و بازخواني گذشته خويش نمودند، تا هم حس نوستالوژيك خود را پاسخ گفته باشند و از همه مهمتر به جواب اين پرسش برسند كه: چه شد غرب پيشرفت كرد و چراغ علم در سرزمين اسلامي خاموش شد؟
صرف نظر از پاسخ هاي نظري به اين سوال، كليد خوردن پروژه بيداري اسلامي در كشور هاي مسلمان در اثر همين پرسش ريشه اي بود و هم پاسخ به اين پرسش بود كه قيام ها و انقلاب هاي بي شماري را در ممالك اسلامي رقم زد كه آخرين آنها درحيطه تغيير ساختار حكومتي، انقلاب اسلامي ايران بود.
نگاهي به الگوي موفق جمهوري اسلامي ايران در تأسيس يك حكومت مبتني بر همين پرسش ساده و كليدي، كه خود مبتني بر آراي تئوريك امام(ره) در باب ولايت فقيه و جنبه هاي عملياتي شده فلسفه صدرايي در تلاقي مكتب فقهي شيخ انصاري و عرفان اسلامي است، ذهن هر انسان كاوشگري را به خود مشغول مي دارد و اين همان صدور انقلاب است كه از آن به عنوان تز اصلي امام(ره) در حيطه سياست خارجي ياد نموديم و از ديد هيچ كس (حتي نويسندگان روزنامه الوطن نيز ) پنهان نمانده است.
اما در تز صدور انقلاب با تشكيل حكومت سري توسط ايران در جغرافياي عربي، نقاط ابهام بسياري مشاهده مي شود و بعضاً رد پاي تئوري هاي كهنه سياست خارجي انگليس (ودر دوران اخير آمريكا) را به وضوح مي توان مشاهده نمود.
ايده انگليسي "تفرقه بياندازوحكومت كن"، به عنوان يك تئوري راهگشا و كاربردي ازديرباز مورد استفاده استعمارگران انگليسي بوده و هم اكنون نيز امريكا ادامه دهنده همين ايده است و اين به ضعف مسلمانان معتقد به مذاهب گوناگون در اسلام بر مي گردد.
در واقع ايالات متحده امريكا با پيروزي انقلاب اسلامي و آزمايش شيوه هاي گوناگون در مورد براندازي آن و عقيم ماندن طرح هايش در اين راستا و پس از آزمايش استرتژي مهار يكجانبه (با رويارو نمودن صدام با ايران) و استراتژي هاي مهار دوگانه و چندگانه به اين نتيجه رسيده كه يكي از اصلي ترين گزينه هاي پيش رو براي حضور بهتر در خاورميانه و دستيابي به اهداف و منافع خود، برجسته نمودن تمايزات هويتي شيعه و سني است كه اين نقش را بيش از هر چيز، به عربستان سعودي واگذار كرده است. از اين رو با ساختن يك لولوي تمام عيار از ايران (چه از بعد مذهبي وچه از بعد يك ابرقدرت مهار گسيخته) سعي در تحريك اعراب سني عليه ايران داشته و دارد كه اين پروژه از اواسط سال ۸۴ و روي كار آمدن دكتر احمدي نژاد شتاب بيشتري به خود گرفته است.
لذا طرح ايده "هلال شيعي" و "دولت سري ايران در كشورهاي عربي"، همگي ناظر بر مباحث تئوري قبل در باب روي آوردن ايالات متحده امريكا به سياست قديمي انگليس است و ريشه در سياست هاي مكارانه آنگلوساكسون داردو با متهم نمودن جمهوري اسلامي ايران به تلاش سخت افزاري براي صدور انقلاب در باب تشكيل دولت سري در كشور هاي عربي منطقه، سعي در پيشبرد اهداف خود در راستاي زدن ضربه به منافع ايران دارد اما چيزي كه در اين ميانه مغفول مانده و ديده نشده، جنبه معنوي صدور انقلاب است.
اگر امروزه از شمال آفريقا تا جنوب آسيا شاهد نوعي جنش بيداري و بازگشت به خويشتن و خود آگاهي هستيم، اين قبل از هرچيز نشان از صدور معنوي پيام انقلاب در عرصه نظري و مشاهده ايراني قدرتمند و عزتمند در عرصه عملي تئوري حكومت مذهبي مبتني بر ولايت فقيه است، نه تلاش سخت افزاري حكومت ايران در جهت تاسيس دولت هاي سري و سايه در كشور هاي عربي.
لذا طرح تز دولت سري عربي ايران، قبل از هر چيز مخالفت با تشيع و سپس مخالفت با الگوي نظري و عملي انقلاب ايران است كه در راستاي پروژه استعماري امريكا، شكلي نو يافته است كه بايستي مورد مداقه قرار گيرد.

رجا نيوز