عنوان : روايت در نمايشنامه ي 31/6/77 نوشته ي عليرضا نادري
موضوعات مقالات :نمايشنامه و دفاع مقدس
مقدمه :
روايت نقل رشته اي از حوادث واقعي و تاريخي يا خيالي است به نحوي كه ارتباطي بين آن ها وجود داشته باشد روايت شناسي اصطلاحي است كه از سال 1369 معمول شده است ، بر شاخه اي از مطالعات ادبي دلالت دارد كه به تجزيه و تحليل روايت ها و به خصوص شكل روايت و انواع راوي اختصاص مي يابد .
روايت شناسي تجزيه و تحليل رابطه ي ميان داشتان و همه ي عناصر ديگر وابسته به آن است و امكان مستقيم يا بيطرفانه ي حضور و كاركرد راوي را در بر مي گيرد ( مير صادقي ، 1377 ص 150 )
در حقيقت ، روايت از طريق ارتباطي كه داستان نويس با راوي ، رواي با شخصيت ها و خواننده پيدا مي كند امكان پذير مي شود ( گشايش 1377 ص 40 )
هر شكل روايت ، هر گونه گزايش از حكايات اخلاقي تا رمان ، از فيلمي سينمايي تا قصه كودكان ، از حكايتي كه مردم از روياهاي خود تعريف مي كنند تا لطفه ها و آگهي هاي تبليغاتي ، همه بر گزارش داستاني استوارند از اين رو شناخت ساختار روايي داستان يكي از مهم ترين نكته ها در پژوهش ادبي است احمدي 1386 ص 160
پيشينه ي اين تحقيق ، مقالات و پژوهش هاي متعددي است كه در جشنواره و همايش هاي تئاتر مقاومت و دفاع مقدس ارائه شده است و كتابشناخت تئاتر مقاومت نيز مي تواند راهگشا باشد .
نمايشنامه ي 31/6/77 از عليرضا نادري ( متولد 1340 ) درباره ي جنگ است كه در دوران پس از جنگ روايت مي شود در خرداد 1361 چند رزمند ه با هم قرار مي گذارند كه در تاريخ 31/6/77 با هم ديدار كنند همه باي با كت و شلوار سفيد در ميدان آزادي حاضر شوند تا همديگر را بازشناسند .
صحنه ي اول نمايشنامه ، هال و پذيرايي خانه اي نسبتا قديمي در اطراف ميدان آزادي است عليرضا ، جليل، پيمان ( به همراه همسرانشان ) و محمود دور هم جمع مي شوند همه منتظر آمدن رضا ، فرمانده هستند اما تا آخر نمايشنامه او نمي آيد اين انتظار موجب مي شود كه هر يك از شخصيت ها بتواند قسمتي از حقيقت جنگ را آشكار كند .
در صحنه دوم كه خانه ي محمود است ، راز عدم حضور رضا گشوده مي شود در اين قسمت ، نمايشنامه نويس با وارد كردن شخصيت فرعي خواهر محمود ، نرگس يك آواري ديگر را بازتاب مي كند تا حقيقت بيشتر نموده شود .
در اين مقاله سعي مي شود تا نحوه ي روايت در نمايشنامه ي 31/6/77 بررسي شود .
1 . روش چند آوايي
ميخاييل باختين ( 1975 – 1895 ) درباره ي روش چند آوايي در رمان هاي داستايفسكي بحث كرده است كه هر يك از شخصيت ها پاره اي از واقعيت را بازتاب مي كنند و از راه مناسبتي كه با يكديگر مي يابند ، منطق روايي و طرح داستان را مي سازند ( احمدي ، 1370 ص 113 )
چند آوايي ، مفهومي است كه در موسيقي به كار مي رود . هنگامي كه يك ملودي به ساده ترين شكل خوانده يا نواخته مي شود ، راستاي افقي مسلط است .در اين حالت اصطلاح تك آوايي ( مونوفوني ) را به كار مي بريم . هنگامي كه همين ملودي همراه با آواز انساني ديگر يا سازي ديگر شنيده مي شود در واقع تركيبي از دو ساخت موسيقي داريم و به آن هم فوني مي گوييم . گاه هر ملودي تركيبي از ملودي هاي ديگر يعني از همزماني اجراي دو يا چند ملودي متفاوت ( كه معمولاً ناكامل اجرا مي شوند ) مايه ي اصلي قطعه ي موسيقي ساخته مي شود در اين حالت ، موسيقي چند آوايي ( پولي فونيك ) است . ( احمدي ، 1386 ص 99 )
بالايي معتقد است كه در ادبيات فارسي تركب و روي هم قرار گرفتن آواهاي مختلف داستان از يك شيوه ي ادبي سنتي نشات مي گيرد . ( بالايي 1377 ص 138 ) در افسانه هاي ايراني ، حكايت هاي مثنوي مولوي و در داستان هاي پهلواني شاهنامه ي فردوسي به ويژه داستان رستم و اسفنديار ، روايت چند آوايي ديده مي شود حتي به نظر شميسا هيچ متني نيست كه يك آوايي باشد بلكه همواره در آن ؛ صداهاي ديگر هم هست لذا فرهنگ بشري متشكل از گزاره هايي است كه به نوعي حافظ خاطره ي جمعي هستند .
هر قهرمان آوايي دارد كه با آواي قهرمانان ديگر در مي آميزد و جهان بيني و ايدئولوژي هاي متفاوت از زبان شخصيت ها شنيده مي شود .( شميسا ، 1378 ، صص 68 – 167 )
در نمايشنامه 31/6/77 شخصيت ها ديدگاه هاي متفاوتي از جنگ ارائه مي دهند ، برخي از آن ها مثبت و برخي منفي هستند . در اين نمايشنامه ، در ظاهر ، ديدگاه محمود در تقابل با ديدگاه هاي ديگران است . اما خواننده نمي تواند شخصيت او و يا هيچ يك را كاملا مثبت يا منفي ارزيابي كند بلكه هر بار با شنيدن گفتار و استدلال هاي شخصيت ها او را محق يا مقصر مي داند . همان كسي كه به نظر مي رسيد در ابتدا ضد قهرمان باشد ، در پايان يكي از قهرمانان است در يك روايت چند آوا احتمال دارد خوبي با خوبي ديگر درگير باشد يا واقعيت نصف و نيمه اي با واقعيت هم شكل خود در جدال باشد ( پرين ، 1376 ، ص 30 ) در اين نوع روايت ، قهرمان ساخته نمي شود و هيچ كدام از شخصيت ها از پيش ساخته و پرداخته نشده است .
نمايشنامه 31/6/77 روايت بعد از دوران جنگ است ، از اين رو روايت از نوع چند آوا بهتر به نمايشنامه نويس ياري مي دهد تا بي طرفانه تجزيه و تحليل كند و نكات مثبت و منفي جنگ را يادآور شود .در حقيقت ، بهترين آثار درباره ي جنگ آثاري است كه با فاصله ي زماني از آن خلق مي شود شايد هيجان و احساسات تند در زمان جنگ نگذارد آدمي ابعاد مختلف مساله را ببيند و يا جوانب گوناگونش را تجزيه و تحليل كند تصوير تحليلي و واقع بينانه ، مدت ها بعد از وقوع جنگ به وجود مي آيد صادقي 1381 ص 20
به وجود آمدن نمايش هايي در زمينه جنگ و همزمان با شروع بحران و به جهت تهييج بيش تر جوان ها ، پر كردن جبهه ها و بر انگيختن روح جسارت و مردانگي ، از جزئيات مرحله ي نخست آفرينش گري ( زمان جنگ ) قلمداد مي شود كه با توجه به ضرورت و نياز به لحن هيجاني و احساسي و نيز اقناع كردن فوري ، فاقد هر گونه تجزيه و تحليل و بررسي دقيق مي باشد . در اين مرحله است كه شرايط خلق آثار برتر و ماندگار هنري فراهم مي گردد خانيان 1383 ص 117
عليرضا نادري ، هم در نمايشنامه ي ، چهار حكايت از چندين حكايت رحمان ، كه زمان وقوع آن پس از جنگ است هم در نمايشنامه ي پچپچه هاي پشت خط نبرد ، كه ماجرا در زمان جنگ اتفاق افتاده ، از روش چند آوايي بهره برده است به نظر قطب الدين صادقي پيوند زندن تئاتر سياسي – انتقادي با تئاتر مقاومت هر چند سخت است اما شدني است و مي تواند بهترين ابتكار خلاقيت ممكن در زمينه تئاتر اجتماعي و ملي باشد ، تئاتري كه هم معترض و آگاه است و هم تماشاگراني هوشيار و دانا تربيت مي كند كه قادرند در وقايع تل و ناخشنود روزگار خود دخالت كنند و آنجا ممكن است ، واقعيت ها را تغيير دهند ، اصل تفكر ، تحليل و شناخت است صادقي ، همان ، 19)
چند آوا بودن اين نمايشنامه مي تواند اين چنين اگاهي و هوشياري را به خوانندگانش بدهد. عليرضا كه به قول جليل خداي بحث و تحليل سياسي از اسلام و انقلاب بود ( ص 45 ) محافظه كار شده است . او اكنون به گذشته ي خود با ترديد نگاه مي كند و از سادگي خودشان در زمان جنگ حيران است . (ص 19 )
محمود كه مشغولياتش پول ، پز و سود بود (ص 13 ) از فلاكتش در ژاپن مي گويد و از دست به دست هم دادن همه ي دنيا براي درو كردن جواني او ( ص 19 ) پيمان در بيابان هاي قم در فيلم هاي جنگي انفجار مي زند .جنگ براي او فايده را داشته است (ص 81 ) جليل كه چشم ديده بانهاي لشكر خراسنا بود كاري به سياست ندارد چون يك موجي كامل است و با قرص و كابوس كشتن اسرار در سوسنگرد زنده است .
همسر جليل ليلا ، توي آسايشگاه رواني جانبازها صدمات جنگ را بررسي مي كند و به دنبال ريشه هاي كابوس جليل است ( ص 55 ) جليل پاك ترين بخش نوستالژي عليرضا است اما فخري ، همسر عليرضا ، كشتن بيست و پنج اسير را افتخار نمي داند و به نظر او جليل جنايتكار جنگي است (ص 83 ) همه منتظرند تا رضا بيايد و از او واقعيت را بپرسند .
به نظر ژان پل سارتر تعارض و برخورد شخصيت ها هر اندازه كه غير مترقب باشد ، در نهايت هيچ نيست مگر تجمع نيروهايي كه نتايج آن ها قابل پيش بيني است نمايش بايد به ارائه ي موقعيت هاي ساده و انساني و آزادي هايي كه در اين موقعيت ها راه خود را انتخاب مي كنند بپردازد ( سارتز ، 1357 ، ص 11 )
حضور مولف و نظام ارزشي او به نمايشنامه تحميل نمي شود مشخص نيست كه چه كسي خطاب به ما سخن مي گويد خواننده نيت نمايشنامه نويس را كشف نمي كند كه در نهايت با كدام شخصيت هم عقيده است زيرا مولف يك ايدئولوژيست نيست ، او حقيقت وجود آدمي را مي كاود . بنا به نظر يونسكو خطر فريب خوردن در تئاتر هنگامي پيش مي آيد كه نمايشي را ببينيم كه شاهدي را نمي آورد ولي تزي دارد كه مي خواهد اثباتش كند يعني نمايشي از حيت ايدئولوژي متعهد و نمايشي كه ساختگي است يونسكو 1370 ص 41
نادري نيز در اين نمايشنامه براي آگاهي دادن به خواننده از شاهدان زنده استفاده مي كند نه از كساني كه رفته يا مرده اند . در قاب عكس روي ديوار تصوير كساني است كه ديگر حضور ندارند شاهدان زنده ي او محمود ، پيمان ، عليرضا و جليل است و آواهاي چندگانه ي آن ها .
به كمك روايت چند آوايي ، خواننده و تماشاگر مي تواند ضمن يادآوري قهرماني ها ، افتخارات و فتوحات به آسيب شناسي جنگ نيز دست يابد ، رنج و درد انسان هاي درگير جنگ ، سود جويي گروهي خاص افشاي جنگ افروزان و قدرت طلبان ويراني شهرها ، آوارگي تحقير قربانيان اعتياد و ....
1-1- نقش مكالمه و گفت و گو
ماندگارترين و خواندني ترين آثار ادبي به قلم نويسندگاني نوشته مي شود كه با ايجاد گفت و گوي انتقادي با فرهنگ زمانه ي خود ، هم تصويري گويا از ويژگي هاي اين فرهنگ به دست مي دهند و هم مشوق گرايش هاي فكري اند كه نهايتا معطوف به فراتر رفتن از فرهنگ غالب هستند نويسنده صرفا وقايع نگار دوره و زمانه ي خويش نيست . بلكه توليد متون ادبي را يك راه نگرشي انتفادي درباره ي دلالت آن وقايع مي داند . در صورت آفرينش چنين آثاري ، نويسنده از فردي با نگرش ها يا پسندهاي شخصي ، به پژوهشگر فرهنگ ، روابط و رفتارهاي فرهنگ اسناني هاي پيرامونش تبديل مي شود ( پاينده ، 1385 ، ص 115 )
در اين نمايشنامه راوي خود را به اشكال متفاوت و گاه متضاد معرفي و متعهد مي نمايد . جهان روايت شده جهان روايت هاي گوناگون از شخصيت هاست كه به وسيله ي ديدگاه دگرگون شونده و غير ثابت راوي ؛ بيان مي شود در روايت چند آوايي مكالمه عنصر اساسي است احمدي 1386 ص 100
وييني گفت و گو را براي آشكار ساختن ويژگي هر شخصيت ضروري مي شمارد وييني 1377 ص 41 ) اما بالايي اعتقاد دارد كه نقش گفت و گو تنها اين نيست كه شخصيت ها را آن چنان كه هستند و در آنجا كه هستند عرضه بدارد بلكه بايد نقش توصيفي و روايت را نيز تماما به عهده گيرد بالايي 1377 ص 546 ) حتي منتقدان شكل گراي روسي معتقد بودند كه اساس روايت ، ابزاري گفتاري است نه تصوير بصري . ( برانكيان ، 1376 ص 14 )
شخصيت هاي نمايشنامه ي 31/6/77 نيز در ضمن گفت و گو خلق مي شوند عمل داستاني ، بي هيچ توضيح و توصيفي از جانب نمايشنامه نويس يا راوي نشان داده مي شود خواننده بر اساس گفت و گوي شخصيت ها مجبور است خود به تجزيه و تحليل بپردازد و به حقيقت دست يابد .
كلود برمون با اتكا بر آثار پراپ به اين نتيجه مي رسد كه هر گونه روايت از سه پايه تشكيل شده است :
1 – موقعيت پايدار الف كه تشريح مي شود
2 – امكان دگرگوني الف پديد مي آيد
3 – الف دگرگون مي شود و يا نمي شود
در نمايشنامه ي 31/6/77 نيز شخصيت ها ابتدا با بازگشت به گذشته و يادآوري خاطرات جنگ وضعيت هم رزم بودن خود را تشريح مي كنند . از طريق گفت و گو امكان دگرگوني وضعيت الف و مرحله ي گذار را پديد مي آورند تا آنجا كه آن مهماني را به دادگاه تبديل مي كنند ص 98 آن قدر اين چهار نفر عوض شده اند كه ليلا مي گويد منتظر ديدن اين ها نبودم ، معصومه ، همسر پيمان ، كه از محمود ، جليل ، عليرضا ، و بقيه ، عكس هاي قشنگ تري تجسم كرده بود ، آرزو مي كند كاش هيچ وقت آن ها را نديده بود (ص 98 )
تكثر رهيافت هاي نقادانه و همزيستي صداهاي متباين ، مويد اين ديدگاه دمكراتيك است كه حقيقت ، خود امري نسبي و برساخته است اين باور عميق به تكثر آرا ، فقط در فرهنگي ميسر است كه قابل دمكراسي و چند آواريي باشد ( پاينده ، 1385 ، ص 121 )
در مقدمه هر داستان وضعيتي از تعادل وجود دارد كه قهرمانان بيشتر بر وضعيت موجود دروني خويش متمركزند . در مرحله ي بعد ، عاملي بحران آفرين ، اين تمركز را مي شكند و عدم تعادلي را به وجود مي آورد كه آنان در جست و جوي رسيدن به تعادلي تازه ، ناچار از تمركز گرايي مي گردند . خواننده ناگزير از ديدگاه ها و نقطه نظرات قهرمانان يا ضد قهرمانان عبور مي كند و با عواطف و نگرش هاي آنان سهيم مي گردد ( خسرو نژاد ، 1382 ص 192 – 191 )
ديدگاه هاي متفاوت شخصيت ها و درك انگيزه هاي آنان شناختي تكويني ايجاد مي كند نظريه ي شناخت شناسي تكويني توان تبيين متون روايتي را داراست . از منظر رويكرد تكويني به شناخت ، تمركز گرايي مانعي جدي در راه آگاهي علمي و آگاهي منطبق با واقعيت است هم چنين مانعي در راه به ثمر رسيدن گفت و گو و در نتيجه ، دست يافتن به تفاهم است افراد هم براي رسيدن به شناخت درست و هم براي ورود به گفت و گو با ديگران به تمركز زدايي نيازمندند درك نقطه نظرات طرف گفت گو بدون تمركز گرايي ممكن نيست ( خسرونژاد ، همان ص 208)
دريدا ، نوشته محوري و سپس معنا محوري را در فلسفه ي غرب زير سوال مي برد مبناي نظري دريدا انكار مفهوم برتري و پايگان ارزشي است بنا بر اظهار وي تاريخ فلسفه ي غرب درگير تقسيم بندي هاي دو قطبي و برتر دانستن يك قطب بر قطب ديگر بوده است خير در مقابل شر ، حقيقت در مقابل دروغ ، و .... به تعبير دريدا هميشه يكي از قطب ها همچو مركز عمل مي كند و ديگري حاشيه است و در مواردي آشكارا يكي نفي ديگري است ساختار زدايي ، دريدا مقوله هاي سنتي مركزي و حاشيه اي را در يك متن جابه جا مي كند . به باور دريدا يا اين ، يا آن جاي خود را به هم اين و هم آن مي دهد . در نهايت ، وجود هر يك از طرفين ناهمساز ، وابسته و مشروط به وجود ديگري مي گردد احمدي ، 1386 ص 384
در اين نمايشنامه نيز اين تصور كه فقط يكي بر حق است ، يعني مطلق نگري در نهايت ، وجود ندارد تا مانعي بر سر راه تفكر شود نمايشنامه نويس حد و مرز مطلق بين چيزهاي قابل قبول و غير قابل قبول را حذف مي كند و بدين طريق خواننده و تماشاگر مي تواند به حقيقت هاي پنهان دست يابد .
نتيجه :
عليرضا نادري با به كار گيري روايت چند آوايي ، شخصيت هاي نمايشنامه ي 31/6/77 را از طريق واكنش هايشان مي كاود . هر يك از شخصيت ها ديدگاه هاي متفاوتي از جنگ ارائه مي دهد و پاره اي از واقعيت را بازتاب مي كند و منطق روايي و طرح داستان را مي سازد . به گونه اي كه خواننده نمي تواند شخصيت هيچ يك را كاملاً مثبت يا منفي ارزيابي مي كند . در اين نمايشنامه نقش گفت و گوي شخصيت ها با ديدگاه هاي متفاوت در مورد جنگ و جامعه ي پس از جنگ ، در شكل گيري روايت چند آوايي ، عنصري اساسي است .
پي نوشت:
1. Narration
2. Narratology
3. اكبرزاده،تقي،تماشاي ناورد:مجموعه مقالات اولين همايش پژوهشي تئاتر مقاومت،تهران: انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، 1381/ اكبرزاده،تقي، يك چشم ديگر،تهران:انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، 1381/ چالش در پرده، به كوشش و گزينش هسته پژوهش نمايش،تهران: انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس،1382/ اكبرزاده،تقي،كتابشناخت تئاتر مقاومت،تهران:انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس،1385
4. ر ك. نادري،عليرضا،چهار حكايت رحمان، تهران: نمايش،1382/ ايضا نادري،عليرضا،پچپچه هاي پشت خط نبرد، تهران:انديشه سازان،1383
5. Polyphonique
6. Genetic epistemology
7. Deconstruction
منابع و مآخذ:
1. احمدي ، بابك، تصاوير دنياي خيالي، تهران: نشر مركز، 1370
2. ----------، ساختار و تأويل متن، تهران: نشر مركز،1386
3. اكبرزاده، تقي،تماشاي ناورد،تهران:انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، 1381
4. بالايي،كريستف،پيدايش زبان فارسي،مترجمان مهوش قديمي،نسرين خطاط،تهران: معين،1377
5. برانيگان،ادوارد،نقطه ديد در سينما،(نظريه روايت و ذهنيت) مترجم مجيد محمدي، بنياد سينمايي فارابي،1376
6. پاينده،حسين،نقد ادبي و دموكراسي،تهران:نيلوفر،1385
7. پرين،لارنس،تأملي در باب داستان،ترجمه محسن سليماني،حوزه هنري،1376
8. خانيان،جمشيد،وضعيت هاي نمايشي دفاع مقدس،تهران:عابد،1383
9. خسرونژاد،مرتضي،معصوميت و تجربه،نشرمركز،1382
10. سارتر،ژان پل،درباره نمايش،ترجمه ابوالحسن نجفي،متاب زمان،1375
11. شميسا،سيروس،نقدادبي،فردوس،1378
12. صادقي،قطب الدين،: مفهوم تئاتر مقاومت و نسبت آن با تئاتر سياسي"،تماشاي ناورد، به كوشش تقي اكبرزاده،تهران: انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس،1381
13. گشايش،فرهاد،خلاقيت نمايشي،ملائك،1377
14. ميرصادقي،جمال،ميرصادقي،ميمنت،واژه نامه هنر داستان نويسي،مهناز،1377
15. نادري،عليرضا،31/6/77، نشر قطره، 1386
16. وييني،ميشل،تئاتر و مسائل اساسي آن،ترجمه سهيلا فتاح،سمت،1377
17. يونسكو،اوژن،نظرها و جدل ها،ترجمه مصطفي قريب،بزرگمهر،