مطالعات روان شناختي پاييز 1386; 3(3):49-78.
 
 
هاشمي سهيلا*,شهرآراي مهرناز
 
* دانشگاه مازندران
 
 

در اين پژوهش فرآيند حل مساله علوم اجتماعي و نقش مولفه هاي روان شناختي - دانش حيطه خاص و دانش ساختاري، دانش فراشناختي، مهارت هاي استدلالي و نگرش دانش آموزان نسبت به حيطه علوم اجتماعي در حل مساله علوم اجتماعي - در دو حيطه موضوعي تساوي جنسيت و صلح مورد بررسي قرار گرفت.
هجده دانش آموز دختر پايه سوم متوسطه و دوره پيش دانشگاهي رشته علوم انساني شهر تهران از طبقات اجتماعي - فرهنگي بالا، متوسط و پايين (بر حسب تحصيلات والدين) انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه جمع آوري گرديد، بنابراين روش تحقيق کيفي بوده است.
يافته ها نشان داد دانش آموزان با عملکرد موفق در حل مساله در مولفه دانش حيطه خاص و دانش ساختاري، دانش فراشناختي و مهارت هاي استدلالي، عملکرد بالايي داشتند، در حالي که دانش آموزان با عملکرد ناموفق در تمامي مولفه هاي مذکور عملکردي پايين داشتند. در مولفه نگرش بين دانش آموزان با عملکرد بالا، متوسط و پايين، تفاوت قابل ملاحظه اي مشاهده نگرديد. نکته قابل ذکر تفاوت قابل ملاحظه عملکرد دانش آموزان در حل مساله صلح نسبت به مساله تساوي جنسيت بوده است. بررسي يافته ها نمايانگر تعامل پيچيده عوامل روان شناختي اعم از عوامل شناختي و غيرشناختي در حل مسايل علوم اجتماعي مي باشد.

 
كليد واژه: حل مساله علوم اجتماعي، دانش حيطه خاص، دانش ساختاري، دانش فراشناختي، مهارت هاي استدلالي
 
 

 نسخه قابل چاپ