|
مقدمه: هدف اين مطالعه استفاده از يك مدل روان شناختي براي توضيح و تبيين اثر تفاوتهاي فردي در اضطراب صفت و موقعيت پرفشار، بر كارآمدي پردازش و عملكرد حافظه فعال بود. همچنين اين مطالعه درصدد آزمون نظريه كارآمدي پردازش آيزنك و كالو مي باشد. اين نظريه پيشنهاد مي كند كه اضطراب اثر منفي بيشتري بر كارآمدي پردازش نسبت به اثربخشي عملكرد دارد.
روش: 283 نفر از دانشجويان دختر سال اول دانشگاه، بخش صفت سياهه اضطراب حالت– صفت اسپيلبرگر را تكميل نمودند. پس از نمره گذاري 48 آزمودني از 25 درصد بالاي توزيع به عنوان افراد با اضطراب صفت بالا و 48 آزمودني از 25 درصد پايين توزيع بعنوان افراد با اضطراب صفت پايين انتخاب شدند. آنها سپس بطور تصادفي بر پايه سطح اضطراب (بالا– پايين) و قرار گرفتن در معرض تهديد/ عدم تهديد در 4 گروه قرار گرفتند. اندازه گيري پاسخهاي درست بعنوان شاخصي از نتيجه عملكرد يا اثربخشي و زمان صرف شده براي كامل كردن تكليف و ميزان تلاش ذهني بعنوان اندازه گيري از كارآمدي پردازش محاسبه شد. داده ها با استفاده از تحليل واريانس دو راهه تحليل شد.
يافته ها: نتايج حاكي از اثر اضطراب صفت (بالا در مقابل پايين) بر ميزان تلاش ذهني بود. همچنين اثر تعاملي معني دار اضطراب صفت و شرايط آزمايش بر ميزان زمان و پاسخهاي صحيح مشاهده شد.
نتيجه گيري: نتايج پيشنهاد مي كند كه گروه اضطراب بالا تلاش خود را به منظور نگه داشتن سطح عملكرد در مقايسه با گروه اضطراب صفت پايين افزايش داد. زمانيكه شرايط فشارزا بود گروه اضطراب بالا عملكرد پايين تري داشت.
|