مجله علوم رفتاري زمستان 1387; 2(4):309-315.
 
 
مكارم سپيده*,گودرزي محمدعلي,تقوي سيدمحمدرضا
 
* بخش روانشناسي باليني، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي، دانشگاه شيراز، ‏شيراز، ايران
 
 

مقدمه: تحقيقات روان شناختي و عصب روان شناختي جديد نشان مي دهند كه به منظور درك و شناخت ماهيت اختلال اسكيزوفرنيا تمركز بر نشانگان و ابعاد و علايم خاص اين اختلال، مفيدتر از تمركز بر زيرمجموعه هاي اين اختلال در نظام هاي طبقه بندي است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه رابطه بين انسجام فضايي- زماني با علايم مثبت و منفي در اختلال اسكيزوفرنيا بوده است.
روش: گروه نمونه شامل 50 بيمار مبتلا به اختلال اسكيزوفرنيا بودند كه به وسيله آزمايه انسجام فضايي- زماني مورد ارزيابي قرار گرفتند.
يافته ها: هر چقدر افزايش ميزان علايم مثبت و منفي بيشتر باشد، عملكرد بيماران مبتلا به اسكيزوفرنيا در آزمايه انسجام فضايي- زماني ضـعيف تر مي شود.
نتيجه گيري: با افزايش علايم مثبت و منفي، توانايي انسجام فضايي- زماني بيماران مبتلا به اسكيزوفرنيا كاهش مي يابد.

 
كليد واژه: انسجام فضايي- زماني، علايم مثبت و منفي، ‏اسکيزوفرنيا، سازمان دهي ادراکي
 
 

 نسخه قابل چاپ