روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1386; 13(50):43-70.
 
 
تاجيك محمدرضا*
 
* دانشگاه شهيد بهشتي
 
 علوم انساني و اجتماعي در عصر حاضر در معرض بحران‌ هاي بنياديني قرار گرفته ‌اند، ميل رسيدن به روش و نظريه واحد در علوم انساني و اجتماعي فروکش کرده و رويکردهاي پساساختارگرا براي يافتن و بهره جستن از روش ‌هاي جديد تحقيق غلبه يافته است. اين رويکرد جديد با پيشنهاد روش‌ شناسي ‌هاي متعدد و متنوع، نوعي آشفتگي روش ‌شناختي را به همراه آورده و با طرح ايده مواجهه با موضوع شناخت از طريق سنت‌ هاي فرهنگي و زباني، باب هر گونه رويارويي مستقيم با جهان را بسته و تمام دانش انسان را گرانبار از نظريه و ارزش معرفي کرده است.
در اين مقاله پس از شرح مختصر رويکرد ساختارگرايي، انتقادهاي وارد بر آن بيان شده است. همچنين ضمن تشريح رويکرد پسا‌ساختارگرايي و بيان وجوه شباهت و تفاوت آن با ساختارگرايي، جايگاه روش در اين رويکرد مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
 
كليد واژه: روش ‌شناسي، ساختارگرايي، پسا‌ساختارگرايي، نظريه انتقادي
 
 

 نسخه قابل چاپ