روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1387; 14(54):87-114.
 
 
منصوري عليرضا*
 
* پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي
 
 

اين مقاله شامل ملاحظاتي انتقادي در مورد ديدگاه رايجي است که مدعي است، از طريق در نظر گرفتن شکافي عميق بين علم سنتي و نوين مي تواند تبييني از توسعه نيافتگي ارايه دهد. اين ملاحظات انتقادي شامل روان شناسي گرايي، معضلات تاريخ نگاري، تلقي پوزيتيويستي از علم و التزام آن به نوعي تکنوکراسي است. در اين مقاله به بررسي اين مساله که چگونه ترکيبي از اين معضلات موجب ارايه يک تبيين نامناسب و ناموجه از رابطه علم، سنت و توسعه مي شود، پرداخته مي شود.

 
كليد واژه: علم و دين، تاريخ نگاري، روان شناسي گرايي، تکنوکراسي، خلاقيت، توسعه
 
 

 نسخه قابل چاپ