روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) بهار 1387; 14(54):25-46.
 
 
ايماني محمدنقي*
 
* بخش علوم اجتماعي، دانشگاه شيراز
 
 

اگر چه بالاترين سطح معرفت از انسان، معرفت فلسفي اوست، ولي انسان به عنوان يک واقعيت اجتماعي زماني قابل درک تجربي است که معرفت فلسفي بتواند به سطح پارادايمي و پس از آن به سطح معرفت علمي نازل گردد. در اين بين پارادايم، مجموعه گفتارهاي منطقي است که در ارتباط بين الاذهاني انديشمنداني مورد پذيرش جامعه علمي قرار مي گيرد و به سوالات اساسي درباره پيش فرض هاي هستي شناختي، معرفت شناختي، روش شناختي، انسان شناختي و ارزش شناختي علم پاسخ مي دهد.
در اين مقاله ضمن معرفي پارادايم هاي غالب در علوم انساني (اثبات گرايي، تفسيري و انتقادي)، سعي مي شود تا پاسخ اين سه پارادايم به سوالات انسان شناسي مورد بحث و بررسي قرار گيرد. آشنايي با تلقي پارادايم هاي غالب علوم انساني درباره ماهيت انسان مي تواند زمينه ساز نقد نظريه هاي ليبراليستي، انتقادي، امانيستي و ارايه و گسترش درک مشترک از ماهيت انسان در پارادايم الهي باشد. اين امر مقدمه اي براي نظريه پردازي در عرصه علوم انساني و اجتماعي ديني، به منظور توصيف و تبيين بهتر و کارآمدتر رويدادهاي انساني و اجتماعي است.

 
كليد واژه: پارادايم اثباتي، تفسيري، انتقادي، الهي، مراتب معرفتي
 
 

 نسخه قابل چاپ