روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) تابستان 1387; 14(55):59-84.
 
 
دانايي فرد حسن*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

فاصله بين تئوري و عمل در حوزه علم سازمان هميشه، دغدغه فکر انديشمندان تئوري سازمان بوده؛ از اين رو، تلاش آنها بر کاهش اين فاصله متمرکز بوده است. در اين راستا، حوزه جديد مطالعات فراتئوريک مسير جديدي براي تحقق اين مهم فراهم کرده است. اين مقاله در پي پاسخ هاي تحليلي به سوال هاي زير است:
1. بازانديشي فراتئوريک به چه معناست و ره آورد آن چيست؟
2. چگونه توسعه تئوري هاي سازمان در پرتو بازانديشي فراتئوريک معنا مي شود؟
3. بازانديشي فراتئوريک چه تعريفي از تئوري سازمان را مناسب مي داند؟
4. بازانديشي فراتئوريک چه دانشي را براي انديشه ورزان مديريت نافع مي داند؟
در پايان، به اين نتيجه مي رسيم که دانش نافع از منظر مطالعات فراتئوريک، دانش بومي و نه جهان شمول است. تئوري هاي سازمان و مديريت جهان شمول نيستند. باور به مفيد بودن آنها باعث تکرار در کاربرد آنها شده است. تئوري ها حقيقت نيستند؛ لذا يافتن قوانين لامتغير در علم سازمان تلاشي بيهوده است.

 
كليد واژه: مديريت، تئوري، فراتئوري، علم نافع، دانش بومي و جهان شمول
 
 

 نسخه قابل چاپ