روان شناسي كاربردي تابستان 1388; 3(2 (پياپي 10)):48-65.
 
 
كاظمي مليحه السادات*,نوري ابوالقاسم,عريضي حميدرضا
 
* دانشگاه اصفهان
 
 

هدف: پژوهش تعيين رابطه نظام ارزشي مصرف کنندگان بر نگرش هاي آنها حين فرايند تصميم گيري، و بر متعلقات به عنوان فرايندهاي پس از خريد کردن بود.
روش: پژوهش همبستگي و نمونه گيري به صورت خوشه اي بود. براي انجام پژوهش 213 نفر از ميان دانشجويان دانشگاه اصفهان انتخاب شدند و به زمينه يابي ارزش هاي شوارتز (2004)، نگرش سنج خريد کردن (1385) و يک پرسش باز پاسخ درباره متعلقات مهم افراد، با استفاده از مقولات کدگذاري ريچينز (1994) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحليل همبستگي متعارف – که نوعي تحليل آماري چند متغيري است که روابط چند متغير را با چند متغير ديگر مورد سنجش قرار مي دهد – تحليل شد
.
يافته ها: نشان داد ارزش هاي سطح فردي با نگرش هاي افراد و انواع متعلقات مهم افراد رابطه دارند و آنها را پيش بيني مي کنند. همچنين نگرش هاي خريد کردن با انواع متعلقات رابطه دارد
.
نتيجه گيري: به طور کلي نه تنها کارکردهاي روان شناختي کل گستره ارزش – نگرش – رفتار را در بر مي گيرد، بلکه اين کارکردها با نظام ارزشي پيچيده تري نيز در ارتباط است
.

 
كليد واژه: خريد کردن، متعلقات، نظام ارزشي، نگرش ها
 
 

 نسخه قابل چاپ