|
هدف: هدف پژوهش تعيين نقش ابعاد سازش يافته و سازش نايافته کمال گرايي در پيش بيني کيفيت روابط بين فردي در دانشجويان بود.
روش: طرح پژوهش از نوع همبستگي بود و 381 دانشجو به روش نمونه گيري در دسترس از دانشگاه شهيد بهشتي انتخاب شدند و مقياس هاي کمال گرايي چند بعدي فراست، مارتن، لاهارت و روزنبليت (1990) و روابط مثبت با ديگران ريف (1989) را تکميل نمودند.
يافته ها: يافته ها نشان داد به طور کلي کمال گرايي با روابط مثبت رابطه معناداري دارد، با اين وجود ابعاد سازش يافته آن همچون تمايل به نظم و سازماندهي و معيارهاي فردي داراي رابطه مثبت و ابعاد سازش نايافته آن همچون ترديد در مورد کارها، نگراني در مورد اشتباهات و انتقادگري والدين داراي رابطه منفي با روابط مثبت بين فردي است.
نتيجه گيري: به طور کلي نمي توان کمال گرايي را به عنوان يک عامل منفي در پيش بيني روابط مثبت با ديگران قلمداد کرد و بايد در روابط بين فردي به ابعاد سازش يافته و سازش نايافته آن به طور همزمان توجه نمود.
|