روان شناسي كاربردي بهار 1390; 5(1 (پياپي 17)):41-56.
 
 
گل پرور محسن*,حسين زاده خيراله
 
* دانشگاه آزاد اسلامي خوراسگان
 
 

هدف: هدف اين پژوهش تعيين الگوي ارتباط عدم تناسب فرد شغل با فرسودگي هيجاني و تمايل به ترک خدمت به عنوان شواهدي براي الگوي استرس – نامتعادلي - جبران بود.
روش: روش پژوهش همبستگي (تحليل ماتريس کو واريانس) و جامعه آماري 800 نفر کارکنان مرد دو شيفت کاري شرکت لاستيک دنا در پاييز 1388 بودند که از بين آن ها 300 نفر به شيوه سهل الوصول انتخاب شدند و به پرسشنامه هاي تمايل به ترک خدمت تک ليب و همکاران (2005)، عدم تناسب فرد - شغل و فرسودگي هيجانيمولکي و همکاران (2006) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون، الگوسازي معادله ساختاري و تحليل ميانجي تحليل شد.
يافته ها: نتايج نشان داد رابطه عدم تناسب فرد - شغل با فرسودگي هيجاني و تمايل به خدمت مثبت و معنادار است. الگوي ساختاري پژوهش نيز مشتمل بر پيوند مستقيم ميان عدم تناسب فرد - شغل با فرسودگي هيجاني و تمايل به ترک خدمت و پيوند مستقيم فرسودگي هيجاني با تمايل به ترک خدمت بود. تحليل ميانجي، در رابطه با عدم تناسب فرد - شغل با تمايل به ترک خدمت از نقش ميانجيگر پاره اي فرسودگي هيجاني حمايت نمود.
نتيجه گيري: با توجه به نتايج اين پژوهش در مورد تاييد نسبي الگوي استرس – نامتعادلي - جبران، لازم است براي پيشگيري از فرسودگي هيجاني و ترک خدمت، تناسب فرد - شغل محور برنامه ريزي ها قرار گيرد.

 
كليد واژه: استرس، تمايل به ترک خدمت، عدم تناسب فرد، شغل، فرسودگي هيجاني
 
 

 نسخه قابل چاپ