مقالات و بررسيها زمستان 1381; 35(دفتر 72):139-151.
 
 
شاكر محمدكاظم*
 
* گروه علوم قرآن دانشگاه قم
 
 

شايد هيچ كتابي به اندازه قرآن كريم مورد شرح و تفسير قرار نگرفته باشد. بر اساس آمارهايي كه از تفاسير موجود و نيز اطلاعات كتاب شناسي به دست آمده، تاكنون بيش از سه هزار تفسير بر قرآن كريم به سبك ها و روش هاي مختلف نوشته شده است. با اين حال، هنوز عناصر اصلي دخيل در تفسير نظير مباني، اصول، قواعد، روش ها و گرايش هاي تفسيري در يك نظام منسجم تعريف نشده است و نوعا مفسران بدون شفاف سازي اين گونه مباحث، به طور مستقيم به تفسير آيات قرآن پرداخته اند. در سال هاي اخير كتاب هاي چندي درباره اصول و مباني و نيز روش ها و گرايش هاي تفسيري نوشته شده است، ولي هنوز تعاريف موجود در اين زمينه به هماهنگي و وضوح نرسيده است. اين مقاله درصدد است عناصر موجود در تفسير قرآن را در يك نظام دقيق اصطلاحي تعريف كند.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ