معرفت فلسفي بهار 1388; 6(3 (پياپي 23)):77-117.
 
 
عزيزي علويجه مصطفي*,لاريجاني صادق
 
* مركز تربيت مدرس قم
 
 

متون ديني انسان را به «خودشناسي» و «خودآگاهي» فراخوانده و بر پيوند ژرف ميان «خودشناسي» و «خداشناسي» تاکيد ورزيده اند. افضل الدين کاشاني (از حکماي قرن هفتم) و ملاصدرا (پايه گذار «حکمت متعاليه»)، هر کدام بر اساس مباني خويش، تبييني ويژه از «معرفت شهودي نفس» به دست داده اند.
در بخش ابتدايي اين مقاله، نخست، پيش فرض هاي ديدگاه صدرالمتالهين پيرامون «معرفت نفس» بازکاوي شده، و سپس تبييني سازواره اي از نظريه «معرفت نفس» ارايه گرديده است. در نهايت، مراحل «معرفت نفس»، که اهل معرفت با گام نهادن در راه سير و سلوک عملي به آنها دست مي يابند، تبيين شده است.
در بخش بعدي، ديدگاه افضل الدين کاشاني درباره «معرفت نفس» تبيين گرديده و راهکارهاي عملي و سلوکي دست يابي به معرفت نفس از نظرگاه وي بيان شده است. در پايان، به بررسي تطبيقي آن دو، در سه ساحت «پيش فرض ها»، «اصل نظريه» و «لوازم و پيامدها» پرداخته شده است.

 
كليد واژه: معرفت نفس، عالم مثال، عالم عقل، معرفت شهودي، فنا في الله، تجرد نفس، حرکت جوهري
 
 

 نسخه قابل چاپ